در نماز به آن حضرت اقتدا نمايد ، و در جنگها مددكار آن حضرت خواهد بود ، و اين نيز از طول عمرى كه شما از آن تعجب نموده و آن را بعيد دانيد ، مهمتر و بزرگتر است . پس در اين جهت نيز جماعت حاضرين موافقت نموده و آن را قبول كردند .
فصل هفتاد و هفتم
و اى فرزندم محمد ، كه خداوند مراد و مقصود خود را با كمال سعادت و توفيق براى تو كشف فرمايد ، بدان كه : من بسيارى از متعصبان يا جاهلان نسبت بنعمتهائى كه خداوند جل جلاله بپدرت على عليه السلام عطا فرموده است ، ديدهام كه عقيده دارند كه آنان كه بعد از جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پارهء از بلاد كفر را فتح نمودهاند ، بمقام و مرتبهء رسيدهاند كه جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به آن نرسيده است . با اينكه اى فرزندم ثابت و محقق است كه فتح بلاد و تسلط بر عباد بيشتر بدست اهل فساد ، و بوسيلهء كسانى بوده است كه غرض و مقصودشان از اين كار رضاى سلطان عباد نبوده است ، بلكه غرضشان فقط سلطنت و رياست بوده است ، و در آثار و روايات وارد است كه تمام دنيا را كافرى بنام شداد بن عاد ، و غير او از صاحبان عناد مالك شدهاند ، و همانا بلادى كه مسلمانان فتح نمودند تماما بدست كفار و اشرار بودهاند ، و هرگز اين كار دلالت بر صلاح و خوبى آنان نداشته است ، بلكه آنچه از تواريخ معتبره معلوم و محقق است اينست كه غالبا سلاطين جور و ولات متغلب ظالم بر اين دار فانى و دنيائى كه نسبت بانبياء و اولياء و اتقياء وفا نداشته است مسلط و غالب بودهاند .
و ملوك و سلاطين جاهل و سفهاء بنى اميه كه براى اسلام و مسلمانان لكه عار و ننگ بودهاند بقدرى از بلاد كفر را فتح كردهاند كه آنان كه بر پدرت امير الحسن عليه السلام مقدم شدند فتح نكردند ، و هرگز اين فتح و پيروزى دليل بر صلاح و فضيلت بنى اميه نبوده است .
فصل هفتاد و هشتم
و اى فرزندم ، بطور يقين بدان كه فتحهائى كه بعد از جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم واقع شده ، همانا بتأييد و نصرت و وعدهء خداوند جل جلاله بوده است ، وجدت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم خبر داده است كه بقدرت نبوت آن حضرت بلاد كسرى ، و قيصر ، و ساير بلادى كه