و من در تاريخ كسى كه در نزد مخالفين متهم نيست و مورد اعتماد ايشان است ديدهام :
كه چون اهل روم بر عليه مسلمانان قيام نمودند ، و براى ريشه كن كردن آنان متفق شدند ، مسلمانان خود را نباخته بلكه دل قوى نموده و بر عليه آنان قيام كردند ، و سبب اين كار و قوت قلب بسيارى از آنان ، خوابهائى بود كه ديده بودند كه دلالت بر نصرت و ظفر يافتن مسلمانان بر روميان داشت ، و اين نبود مگر در اثر جهل و نادانى ايشان و آنان كه بر خود ولايت داده بودند باسرار و حقايق ، كه بجز اين امور ظاهريه نديده ، و پى باسرار و حقايق امور نبرده بودند .
و اى فرزندم محمد : اگر زمام اسلام و مسلمانان را بعهدهء با كفايت پدرت على عليه السلام گذاشته بودند ، و متابعت اوامر جدت حضرت سيد المرسلين صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را نموده بودند ، هر آينه فتح بلاد را بر اساس حق و عدالت و استقامت قرار داده بود كه تا روز قيامت باقى بود ( و باقى بلاد هم بدست آن حضرت و اولاد طاهرينش فتح شده بود و پرچم ايمان و عدل در سرتاسر عالم در اهتزاز بود ) و از اسرار فتوحات و عاقبت امر ايشان آنچه جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در نزد حضرتش بوديعت نهاده بود بايشان تعليم داده ، و براى دانشمندان و علماء كشف اسرار و حقايقى از حقايق اسلام و اسرار خود آنان ميفرمود كه اميد آن بود كه بدون كشته شدن آن گروه كثيرى كه از مسلمانان و كفار كشته شدند ، خود تسليم شده ، و از ضلالت و ظلمت كفر بشاه راه هدايت و سلامت درآيند . چنانچه خود آن حضرت فرموده است كه : به خدا قسم اگر مسند حكومت براى من مهيا بود ، هر آينه در ميان اهل توراة بتوراتشان ، و در ميان اهل انجيل بانجيلشان ، و در ميان اهل زبور بزبورشان ، و در ميان اهل قرآن بقرآنشان حكم ميكردم كه اگر هر يك از اين كتب جلوه نمايد گويد : على بن ابى طالب به حكم خداوند حكم نموده است .
آيا ندانى كه چگونه بجنگهائى كه براى آن حضرت پيش آمد كرد از جنگ بصره ،
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٧٩