فرموده است پاينده بدارد ، و باداى شكر آنچه به تو احسان فرموده است موفقت بدارد ، بدان كه : وجود و صفات خداوند جل جلاله ، با وجود و صفات ما مناسبت و شباهتى ندارد ؟
زيرا كه وجود ما از اوست . و اوست كه در ما تصرف مينمايد ، گاهى بانشاء و ايجاد و گاهى بحيات و فنا ، و گاهى بعافيت ، و گاهى بجوانى و پيرى ، و گاهى به فقر و بينيازى ، و گاهى باقبال و ادبار ، و گاهى بعجز و ناتوانى از رسيدن بآمال و آرزوها ، و گاهى بظفر - يافتن به آنچه به حساب و فكر ما نيايد .
پس ما تصرفات او را بالوجدان و بالضرورة در خود مشاهده مينمائيم و محتاج به هيچ گونه استدلال و بحث نيست .
و چه قدر حضرتش جل جلاله بسبب نطفههائى كه از پشت پدران بارحام مادران انتقال داده ، و از آن فرزندانى بعرصه وجود آورده فناء و اعاده را مكرر فرموده است ؟ و چگونه عقول را بشهادت بر اصل وجود و علم و قدرت و ساير صفات او جل جلاله گويا فرموده است ؟
و بر اينكه وجود و صفات او عين ذات او است دليل قرار داده است ؛ زيرا كه التزام باينكه وجود او يا صفتى از صفات او عين ذات او نباشد بلكه از غير او باشد ، طعن بر دلالت عقل بر كمال اوست ، و مقتضى نقص و زوال است .
و چون بدليلهائى كه ذكر شد و امثال آن كه خداوند ما را به آنها هدايت فرموده است ثابت شد كه وجود و صفات بارى المؤمنين عين ذات اوست ثابت و محقق شد كه براى او اول و و آخرى نيست ، و علم او بذاته دليل است بر اينكه هيچ معلومى نيست مگر اينكه حضرتش بجزئيات و كليات آن دانا است و به تمام آنها احاطه دارد ، و قادر بودن او بذاته دليل است بر اينكه هيچ مقدورى نيست مگر اينكه در تحت قدرت او جل جلاله است ، و غناى ذاتى او دلالت دارد بر اينكه فقر و احتياج بر او محال است ، زيرا كه فقر و احتياج به غير ، با فطرة عقول كه حكم بكمال حضرتش نمايد منافات دارد ، براى اينكه هر فقيرى محتاج است به كسى كه اصلاح كار او نمايد ، و در مقام رفع احتياج و فقر او برآيد ، و محتاج بمؤثر ديگرى
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٤٢