تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

فصل سى و هفتم

و پس از آن آنان را دلالت و راهنمائى نمايد بمعرفت نبوت و امامت و همان راهى كه نبى اكرم و ائمهء اطهار صلوات اللَّه عليهم و كسانى كه از ايشان متابعت نموده‌اند پيموده‌اند سلوك نمايند ، و براى كسانى كه در مقام تحصيل سعادت و سلامتى دنيا و آخرتند همين قدر كافى است ، و محتاج بتفصيل ورد و ايراد نيستند . و اما حفظ الفاظ و اصطلاحات متكلمين ، و مراعات طريقه مجادلين ، همانا وظيفهء كسانى است كه از واجبات عينيهء مضيقه فارغ شده باشند ، و بخواهند خالصا لوجه اللَّه جل جلاله در مقام رد مبطلين و اهل ضلال برآيند ، و از كسانى كه ميان بندگان و معرفت خداوند جل جلاله حايل و مانع گردند جلوگيرى نمايند ، و مرام آنان را باطل نمايند . و بر حاملان اين علم طويل و عريض و عميق لازم است كه طريق حق و صواب را از دست نداده ، و راه توفيق و حقيقت را ملازمت نمايند ، و در مقام مناظره و بحث با مخالفين مثل رفيقى شفيق و مهربان رفتار نمايند ، تا از خطرها سالم بمانند ، و گر نه از هلاك‌شدگان خواهند بود .

فصل سى و هشتم

و اى فرزندم محمد كه خدايت آنچه را كه موجب زيادى قرب تو بحضرتش شود به تو بنماياند و در ظل لواى ولايت خود قرارت دهد ولايتى كه ترا از آنچه سبب دورى تو از اقبال و افضال او است باز دارد ، بدان كه آنچه از تعريف خداوند جل جلاله براى بعضى از بندگان ، و تشريف دادن آنان بزيادى ارشاد و هدايت تكرار نموده و مينمايم ، مقصود آن نيست كه وجوب نظر و استدلال را از بندگان در آنچه واجب است نظر كردن در آن از تكاليف انكار نمايم ، و قبلا هم اشاره نموده‌ام ، بلكه نظر و استدلال در آنچه درك نشود مگر به نظر و استدلال البته واجب و لازم است . پس گويم : كه اگر فرض كنيم كه خداوند بندهء از بندگان خود را بطورى قرار ندهد كه بفطرة اوليهء خود از اثر پى بمؤثر برد ، و بعد از بلوغ او ابتدا بفضل و رحمت نه نموده و او را بمعرفت خود و معرفت آنچه بر او واجب است از معارف و عقايد ، تنبيه و