ارشاد نفرمايد ، در اين صورت بر چنين بندهء لازم است كه بهر طريق و وسيلهء كه براى او ممكن است در مقام تحصيل معرفت برآيد ، و در آنچه از تكاليف كه بر او واجب است نظر و استدلال نمايد .
در اين حال هم اگر بكمال مطلوب رسيد ، و بمعرفت صانع جل جلاله هدايت يافت ، بر او باد كه از اعتماد بجود و كرم و الطاف حضرتش صرف نظر ننمايد ، و قلب خود را از ذكر جنابش خالى و فارغ نگذارد ؛ زيرا كه قادر بالذات هر گاه بخواهد و مشيت حضرتش تعلق گيرد به قدر قدرت قاهرهء خود فتح باب نمايد ، و بندهء عاجز نظركننده كه قادر به غير است فتح باب ننمايد و بمقامى نرسد مگر به قدر قدرت خود ، و البته فتح باب الهى از حيث اتصال قوىتر ، و از حيث كمال باقىتر ، و از حيث نورانيت تمامتر ، و از حيث سرور و بهجت كاملتر و از حيث اطلاع بر اسرار واضح و روشنتر ، و از حيث عمارت قلب و تقويت افكار راجحتر و برتر خواهد بود .
فصل سى و نهم
و اى فرزندم محمد كه خدا مورد توجهت قرار دهد ، و احسان خود را بر تو كامل نمايد ، بدان كه : عقلهاى مستقيم و قلبهاى سليم بشهادت صحيح صريح شهادت ميدهند : كه تمامى ممكنات و موجودات عالم بموجد و صانعى استناد دارند كه وجودش ازلى است . و براى او اول و ابتدائى نيست .
و نيز ظهور اين آثار محكمهء باهره . و اين دولت قاهرهء با نظم و حكمت و عظمت دلالت دارد بر اينكه موجد و صانع آنها زنده و عالم و قادر و مختار و حكيم است ، و اينكه وجود او ذاتى و صفات او عين ذات او است ، زيرا كه اگر وجود او المؤمنين يا صفتى از صفات او جل جلاله ذاتى نباشد و از غير او جل و جلاله بوده باشد لازم آيد كه در قدرت و كمال ناقص بوده باشد ، و آن بالوجدان باطل است ، و بر خلاف شهادت عقول بتماميت قدرت و قديم بودن و ازليت او جل جلاله است .
فصل چهلم
و اى فرزندم محمد كه خداوند حفظت نمايد ، و نعمتهائى كه عنايتت