تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
نمايد ، و اينكه بتدبير مالك حقيقى خود راضى نباشد ، و با وى در قلب خود معارضه نمايد مثل اينكه با مثل و شريك خود معارضه مينمايد ، و مانند معارضهء كه با بندهء بدكردار خود مينمايد . و هر گاه در اجابت دعا و رسيدن به مقصود تاخير شود بايد بر نفس خود گريه نمائى گريه كسى كه ميداند كه گناه و تقصير از خود او است ، و بيش از اينها استحقاق جفا و زجر دارد . و به خدا قسم اى فرزند عزيزم كه بسيار ديده‌ايم كه در اين مقامات و چنين حالات درهاى سعادت و عنايت چنان گشوده شده است كه انسان را از سؤال از بندگان ، و جد و جهد و كوشش زياد بىنياز ميدارد .

فصل چهل و پنجم

و اى فرزندم محمد كه خدايت از خذلان نگاهت دارد ، و بخلعت امان و احسان مخلعت فرمايد ، بدان كه اصحاب كهف بنده‌گانى بودند جاهل ، و سحرهء فرعون مردمانى بودند مست كفر و طغيان كه كسى گمان نميكرد كه از مستى كفر و طغيان به هوش آيند ، لكن چون رحمت خداوند شامل حال آنان شد شام كردند در حال معرفت ، و از بندگان خالص حق و صاحبان مقامات جليله گشتند ، و هر دانشمند با اطلاعى ميداند كه زوجه فرعون ، و مريم دختر عمران ، و مادر موسى عليه السلام زنانى بودند در كشف حقيقت ضعيف و ناتوان ، و خداوند بلطف و مرحمت خود به آنان توجه فرموده ، و آنان را مشمول الطاف خود قرار داد ؛ تا به جائى رسيدند كه زوجهء فرعون دست از مقام سلطنت شوهر خود كشيده بلكه در مقام تحقير و اهانت او برآمد ، و عذابهاى او را سبك شمرده و بشكنجه‌هاى وى اهميت نداد ، و مريم در كرامت و سعادت به جائى رسيد كه نبى معظم زمان او حضرت زكريا عليه السلام در محراب عبادت او داخل ميشد و ميديد كه در نزد اوست طعامى كه از جانب سلطان روز حساب بىحساب براى او آمده است ، و از ظاهر حال معلوم مىشود كه براى حضرت زكريا با آن مقام و مرتبت چنين طعامى نيامده است ، زيرا كه از روى تعجب