فصل بيست و هشتم
و نيز در كتاب عبد اللَّه بن حماد انصارى در نسخهء كه بر هارون بن موسى تلعكبرى قرائت شده يافتم كه : جميل بن دراج گويد : شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه ميفرمود : متكلمين اين طايفه از شرار اين طايفهاند .
فصل بيست و نهم
اى فرزندم ، شايد مراد از متكلمين در اين حديث آنان باشند كه بكلام و علم خود آنچه را خدا راضى نيست طلب مينمايند ، يا مراد كسانى باشند كه اشتغال بعلم كلام آنان را از آنچه واجبتر است از فرائض الهى باز ميدارد ، و من خود از منتسبين بعلم كلام كسانى را ديدهام كه اين علم ، شكوك و شبهاتى در مسائل مهمهء از اسلام در آنان باقى گذاشته است .
فصل سىام
و از جمله چيزهائى كه شاهد بر صحت رواياتى است كه از علم كلام و شبهاتى كه در آن است نهى نموده اينست كه عالم بعلوم كثيره قطب الدين راوندى سعد بن هبة اللَّه رحمه اللَّه ، رسالهء تصنيف نموده - كه در نزد من موجود است - و در آن رساله اختلافاتى كه ميان شيخ مفيد و سيد مرتضى واقع شده جمع نموده است ، و حال اينكه آن دو بزرگوار خصوصا شيخ مفيد از اعاظم اهل زمان خود بودهاند ، و در آن رساله در حدود نود و پنج مسأله از مسائل خلافيهء ميان اين دو بزرگوار را در علم اصول ذكر نموده است و در آخر آن فرموده است : اگر تمام مسائلى كه در آن اختلاف نمودهاند استيفاء نمايم هر آينه كتاب طولانى شود ، و اين خود دليل بر دورى علم كلام است از طريق معرفت رب الارباب .
فصل سى و يكم
چنين گويد سيد عالم عامل كامل ، علامهء فاضل عابد ، رضى الدين ركن الاسلام جمال العارفين افضل السادة ابو القاسم على بن موسى بن جعفر بن محمد بن محمد بن طاوس بلغه اللَّه امانيه و كبت اعاديه : كه مثل شيوخ معز له ، و انبياء عليهم السلام مثل مرديست كه بخواهد به ديگرى بفهماند ، كه آتش در دنيا موجود است ، در حالتى كه او خود آتش را در خانه خود و در شهر آشكار و بسيار ديده و مىبيند ، و اصلا احتياج بدليل و اجتهاد ندارد ، و آن مرد به او بگويد : شناختن آتش محتاج بحاضر كردن سنگ آتش زنه است كه