و امر امام خود اقدام به اين كار نمودهء ناچار مخالفت امام خود نموده ، و در پيشگاه او عاصى و گنهكارى ، و به اين كلام بر او غالب آيد و او را محكوم نمايد ، اى پسر سنان او را اذن ورود بر من مده ، زيرا كه كلام و خصومات عقيده را فاسد نموده ، و دين را محق و نابود مينمايد . « 1 » و نيز در آن كتاب از عاصم خياط از ابو عبيده حذاء روايت نموده كه گفت : حضرت باقر عليه السلام به من فرمود : بر تو باد بدورى كردن از اصحاب كلام و خصومات ، و از مجالست با آنان ؛ زيرا كه آنچه را بعلم آن مأمور بوده ترك نموده ، و آنچه را بعلم آن مأمور نبودهاند اخذ كرده ، و در آن تكلف نمودهاند ، تا جايى كه تكلف در علم آسمان نمودهاند ، اى ابا عبيده با مردم آميزش كن با خلافشان ، و از آنان دورى نما در اعمالشان ، اى ابا عبيده ما مرد را فقيه و عالم ندانيم تا اينكه لحن قول را بداند ، و ان قول خداوند متعال است كه ميفرمايد
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ
« 2 »
هامش
( 1 ) مؤمن طاق از بزرگان اصحاب ائمه عليهم السلام و اخبار زيادى در مدح او وارد شده است . و اين خبر و امثال آن كه در بارهء مؤمن طاق و امثال او از بزرگان اصحاب ائمه عليهم السلام رسيده است ، محمول بر تقيه است ، و براى مصالحى بوده است ، در كتب رجال علماى اعلام جواب اين گونه از اخبار كه مشعر بر مذمت است دادهاند ، كسانى كه طالبند رجوع نمايند و اللَّه العالم .
( 2 ) سوره محمد ( 47 ) آيه 32 يعنى و هر آينه ميشناسى آنان را در روش گفتار . بدان كه اين آيهء شريفه راجع است بمنافقين و قبل از آن ميفرمايد :أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْيعنى با اينكه پنداشتند آنان كه در دلهاشان مرض است كه هرگز بيرون نخواهد آورد خدا كينههاى ايشان را و اگر بخواهيم هر آينه مينمايانيم به تو ايشان را پس شناختى ايشان را بعلامتشان . و مراد بلحن قول اسلوب و روش و فحواى و مقصد و مغز آن است ، و از امير الحسن عليه السلام روايت شده كه چون من گفتم :
المرء مخبو تحت لسانه فاذا تكلم ظهر
، يعنى مرد در زير لسان خود پنهان و هنگامى كه تكلم نمايد ظاهر شود ) خداوند اين آيه را نازل فرمود :وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ، و از ابى سعيد خدرى وارد شده كه لحن قول بغض على بن ابى طالب عليه السلام است ، و ما منافقين را در زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ببغض على بن ابى طالب ميشناختيم و مثل آن از جابر بن عبد اللَّه نيز روايت شده ، و از عبادة بن صامت روايت شده : كه ما اولاد خود را بدوستى على بن ابى طالب امتحان مينموديم ، و هر گاه يكى از آنان را ميديدم كه على را دوست ندارد ميدانستيم كه از زنا پيدا شده است ( اخبار ملخصا از تفسير صافى نقل شد ) .