حيران شده ، و از اين همه الطاف و افضال استغراب نموده و بشكفت آمد .
فصل ( 18 ) پس اجزاء و اعضاء آدم عليه افضل السلام از اين خاك پست جمع شده و گرد آمده ، و لسان حال جود و انعام چنين گفت : اين بنده از خاكى خلق شده است كه عقل و فهم از آن دورى نمايد ، كه اگر اندكى از اكرام الهى شامل حال وى نگردد ، همت وى از قوت و قدرت درك مقام سعادت و عبادت بضعف و سستى گرايد ، و در همان مقام خاكى كه خالى از مقام رياست و سيادت است باقى بماند .
پس لسان حال كرم كه از وصف آن زبان و بيان گويندهگان عاجز است ، بملائكهء بزرگوار اهل عبادت ، وحى فرمود كه :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
« 1 » پس به مجرد دميدن روح در او همه به سجده درآمدند ، و چون جود ديد كه آدم عليه السلام به سجده ملائكه كه قبل از وى سالها عبادت و سجده حق نموده ، و هنوز از آدم عبادتى براى مولاى ايشان واقع نشده اكرام و اعزاز شد ، بلسان حال آن حضرت را تهنيت گفته ، و شكر خداى متعال را بجاى آورد ، كه او و ايشان را به اين نعمت متنعم فرموده است ، و شكر موفقيت ملائكه را بر اين عمل صالح نيز بجاى آورد ، و دواعى رياست حضرت آدم قوت گرفته ، و قدم نبوتش ثابت و برقرار گشته ، و اقلام سياست حضرتش جارى شده ، و ذريه و اولاد آن حضرت مسرور و خرسند گشته و جمال آنان منور گرديد .
فصل ( 19 ) پس از آن علم ذاتى ، بجود كه در بارهء اصحاب عقول سعادتمند شفاعت نمود ، خطاب كرده و فرمود : چون از ذريهء و فرزندان اين مخلوق كه به اين تعظيم و تكريم مشرف شده است تكبر و سركشى سرزند كه آنان را به جائى ناپسند و مذموم كشاند ، سزاوار چنين است كه آنچه كه آنان را از تكبر و تجبر از عبوديت و بندگى ، نگاه دارى و حفظ نمايد
هامش
( 1 ) سورهء حجر ( 15 ) آيهء 29 و سورهء ص ( 38 ) آيه 72 :فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِالآية يعنى چون درست كردم او را و دميدم در او از روحم پس بيفتيد براى او سجدهكنندگان .