تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
و رضوان ، و علو ديوان اعتذار او در عصيان و طغيان ، و اظهار حجت بر انكار او استحقاق هوان و نيران را ذكر نمائيم ، كه بلسان حال ذكر آن را قبل از روز حساب و سؤال مقدم داشتيم ، تا اينكه نفس ضعيف او را از اهمال و اهوال و اغفال ، و ثمرات سوء اعمال و اقوال باز دارد ، پس بر حذر باد از اينكه از آنان بوده باشد كه مورد مذمت قرار گرفته و به آنان گفته شود :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
، ( سورهء يوسف ( 12 ) آيه 105 يعنى و بسا از نشانه در آسمانها و زمين كه ميگذرند بر آنها و ايشان از آنها اعراض‌كننده‌گانند ) يا از آنان بوده باشند كه بمقام تسويف و تهوين و سستى راضى شده و در روز قيامت بگويند :
إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
( سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 171 يعنى بدرستى كه ما بوديم از اين بىخبران ) ، فصل ( 21 ) پس از آن اين كتاب فك رقبه را به منظور آزادى يوم العقبه ( روز قيامت ) و اينكه فديه و بدل بوده باشد از آنچه بر فرزند خود ميترسم از امورى كه موجب تعب و زحمت ، يا سبب عذاب و هلاكت است نوشتم ؛ زيرا كه من با خداى خود عهد كرده‌ام كه در هر سال روز ولادت فرزندم محمد كه مملوك او جل جلاله و منسوب بمقام معلاى او عز شأنه است ، اگر قدرت داشته باشم از طرف او يك بنده آزاد نمايم ؛ زيرا كه به اين كار خدمت و طاعت انوار با عظمت الهى را نموده‌ام ، و از جمله معانى و مفاد كتاب الاعقاق ( سند آزادى ) اين بود كه : شكر براى خداوند مالك رقاب جل جلاله است كه مرا متمكن نمود كه ببركت انعام و عطا و اعانت حضرتش بوعده وفا كرده ، و بندهء او را از بندگى و اسارت خود آزاد نمايم . و اوقاتى را كه در بعض ايام عمر مرا خدمت نموده سبب و وسيلهء كثرت و كمال طاعت مالك امر خود قرار دهم ، و از حضرتش جل جلاله مسألت نموده كه مرا از رقيت و بندگى منكرات و گناهان آزاد فرمايد كه على الدوام با خلوص نيت بطاعت و عبادت مالك صاحب احسان قيام نموده ، و در شمار احرار و آزادگان درآيم ، پس