مسألت شود ، جود عرضه داشت : اين هم از مراحم و الطاف الهى است .
در اين حال به پيشانى نطفهء اولاد آدم اين نشانه و علامت زده شد .
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
( سورهء مرسلات ( 77 ) آيه 20 - آيا نيافريديم شما را از آبى بىقدر ) و اينكه آنان در مجارى بول و نجاسات مترددند ، و حامل و مصاحب قذارات و عذراتند كه بدست خود بايد آنها را شسته و از خود دور نمايند ، پس علم با لذات خطاب بجود نموده و فرمود : اين خود براى اهل تكبر و شقا بزرگترين دوا و شفا است . پس جود عرضه داشت كه :
از آن ترسم كه اين استخفاف و خوارى آنان را از مقام استحقاق الطاف و مراحم و اسعاف باز دارد ، يا اينكه مانع از كمال اوصاف پسنديده گردد ، در اين حال بلسان حال خطاب رسيد كه : جود و كرم ما بالاتر از آنست كه براى آنچه ذكر نمودى ، نسبت باهل عداوت بخل نمايد ، و براى اولاد آدم حجت و عذرى از تخلف از متابعت و اطاعت قرار ندهد ، همانا ما اين بنده را كه به آنچه ذكر نمودى از رذالت و پستى متصف است ، چنان قرار دادهايم كه اهليت آن دارد كه در مقابل جلال كبريائى ما ايستاده و بدعا و مناجات پردازد ، و حاجات خود را بخواهد ، و جليس و رئيس بوده باشد ، و من خود انيس او بوده باشم ، و هر اندازه بطاعت و عبوديت با ما معامله نمايد بر تعظيم و تكريم و تقديس وى بيافزائيم .
و ابتلاى به اين دردها و ساير بلاها و دردها را براى او بمنزلهء دوا و شفا قرار دادهايم ، كه مدت آن در دار فنا بسيار كم و كوتاه است ، و در وقت خروج از اين دار دنيا بسوى دار جزاء از او زايل و بر طرف نمائيم ، و در دار بقاء در دار كرامت دائمى خود جايش دهيم ، و ويرا دوست و مقرب نزد خود قرار داده ، و از اهل اصطفاء و صفا قرارش دهيم .
فصل ( 20 ) پس جود بشرافت و عظمت اين بندهء مسعود اعتراف نموده ، و بشكر حضرت واجب الوجود قيام ورزيد ، اين است آنچه ما براى تقرب به خداوند جل جلاله في الحال اراده نموده كه در جريان حال انسان و سلوك او با زمام انعام و احسان بسوى دار امان