كلام نصيحتآميز مطلب را روشن نمودى ، پس در آن حال ديوان عدل بسته شد ، و از فصل خصومت بر كنار گشت ، و حكم براى ديوان فضل و كرم مقرر گرديد .
فصل ( 17 ) پس عساكر اين صفات صادره از ذات بمصاحبت حلم و رحمت و عفو و عنايت ، بر ايجاد اين بنده از خاكى كه اجتماع اجزاء و اعضاى وى از آنست ، و در اين دنيا براى فناء بعد از بقاى او صلاحيت دارد ، اجتماع نموده ؛ تا اينكه خداوند جل جلاله در دار قرار عالم آخرت ويرا برگرداند و محشورش فرمايد . پس ايجاد و خلقت او سالم و طاهر از امور واهيه است ، و چون خداوند جل جلاله ويرا براى برگشت به خاك از كتم عدم بوجود آورد ، بلسان حال جود بوى گفته شد : كه آمال و آرزوهاى خود را بر حضرت واجب الوجود عرضه بدار ، خاك عرضه داشت كه : آرزوى من آنست كه باغ و بستانى سبز و خرم و اشجارى تر و تازه و زيبا بوده باشم ، و بآبهاى زمين و بارانهاى آسمانى زنده بمانم ، اينست كمال آرزوى من كه در آنست حيات بعد از مرگ من ، پس در جواب به او گفته شد :
مقام ترا از اين برتر و بالاتر قرار داده و تحفه و شرافت بيشترى به تو عنايت شده است ، و آن اينست كه قابليت آن دارى كه بشرى بوده باشى كه بتوانى سعادت دنيا و آخرت را بدست آورى ، و آن كس كه ابتداء بخلقت و ايجاد تو نموده پس از مرگ و فنا ترا زنده نمايد ، و با دوام و بقاى حضرتش ترا مكرم و معظم و باقى دارد ، علاوه بر اين ترا متنعم بشهواتى نموده و متمكن از لذتهائى قرار داده است كه خود جل و علا منزه از آنها است ، و مملكت دنيا و آخرت براى تو است ، و اعمالى كه به آنها خدمت مولاى خود نمائى نيز از براى تو است ، پس بلسان حال به سجده درآمده و بعبادت و شكر و حمد حضرتش مشغول شد ، پس بوى گفته شد مولاى تو ترا بيش از اين مورد عنايت قرار داده است و بر اين نعمتها نيز اضافه فرموده است ، باينكه در دار آخرت خدمت و طاعت را از تو برداشته ، و برحمت و فضل و قدرت خود اكرامت نمايد ، پس از كثرت تعجب مبهوت و
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٣٠٠