از طرف خداوند متعال است ؟ جواب داد : آرى چنين است كه ميگوئى ، لكن اگر گوئى كه معرفت خداوند به نظر و كسب بنده نيست لازم آيد كه براى وى در تحصيل معرفت اجر و ثوابى نباشد .
در جواب او گفتم : اگر معرفت به خداوند جل جلاله به نظر بنده بوده باشد نيز لازم آيد كه ثواب و اجرى براى آن نباشد .
اين حرف به نظر او بسيار گران آمد و گفت : چگونه چنين خواهد بود ؟ گفتم : براى اينكه قبل از حصول معرفت كه شروع باستدلال نمائى ، و نظر در جواهر و اجسام و اعراض افكنى ندانى كه آيا نتيجهء نظر و استدلال تو حصول معرفت پروردگار است ؟ يا ادبار و اعراض از آن خواهد بود ؟ پس در اين نظر و استدلال قصد تقرب به خداوند را ندارى ؛ زيرا كه هنوز خدا را نشناختهاى ، و بگفته خود در آخرين جزء از استدلال و نظر شناسائى و معرفت برايت حاصل گردد ، پس تمام نظر و استدلال تو بدون معرفت و بدون اجر و ثواب بوده است ، پس رفيق ما از جواب عاجز ماند و سخنى نتوانست گفت .
پس به او گفتم : كه معرفت خداوند چه از طرف خداوند باشد و چه از طرف بنده و چه از خدا و بنده هر دو باشد ، بر هر تقدير اجر و ثواب موكول بوجود و استمرار معرفت ، و ملتزم بودن بر آنچه بسبب معرفت و براى معرفت از او خواستهاند خواهد بود .
فصل بيست و چهارم
و اى فرزندم ، براى شخص عالمى كه خود را داراى معرفت به خدا و رسول و ائمه اطهار عليهم السلام و عالم بشريعت اسلام ميداند اگر بخواهد در مقام هدايت نمودن مبتديانى كه بر فطرة اسلام متولد شدهاند برآيد سزاوار آنست كه آنان را به آنچه موجب تقويت فطرة ايشان است آشنا نمايد ، و برحمت و كرم و فضل خداوند اميدوارشان نمايد ، و در ظل عنايت حضرت احديتشان درآورد .
باينكه بهر يك از آنان چنين بگويد : كه تو خود ميدانى كه قبل از بلوغ و بعد از آن به بديهيات دانا بوده ، و بكليات و جزئياتى عالم بوده كه هرگز سعى و كوشش در