پس خوشا حال صاحب قلب سليمى كه اطاعت نمايد كسى را كه او را هدايت نمايد ، دورى نمايد از كسى كه او را به هلاكت اندازد ، و داخل در راه كرامت گردد ، و راه سلامت او دريابد ، تبصره و بينائى است براى هر كه او را به بيند ، و مطاع و پيشرو است براى كسى كه او را اطاعت نمايد ، كه او را به بهترين دليلها هدايت نمايد ، و پردهء جهالت گمراهكنندهء هلاككننده را از جلوى چشم او بردارد .
و بعد از اين هر كه خواهد دين خود را ( بمهدى ) ظاهر نمايد كه باب ( مهدى ) ( راه سوى آن حضرت ) بسته نشود « 1 » و بتحقيق كه اسباب آن با برهان و بيان گشوده است ، ( آماده و مهيا است ) براى مردمى كه در طلب نصيحت بوده باشند و با خضوع و خشوع نيكو نصيحت نصيحتكننده را بپزيرند ، پس بايد انسان به آن توجه نموده و آن را قبول نمايد ، و از عذاب ، قبل از حلول آن بترسد . و السّلام .
فصل صد و پنجاه و چهارم
چنين گويد : سيد امام او حد عالم عامل فقيه كامل علامه فاضل عابد عارف مجتهد محقق مخلص رضى الدين ركن الاسلام و المسلمين افتخار آل طه و يسن جمال العارفين افضل السادات ذو الحسبين ابو القاسم على بن موسى بن جعفر بن محمد بن محمد طاوسى علوى فاطمى داودى سليمانى ادام اللَّه ايامه و كبت اعدائه :
اى كسى كه از اولاد و دوستان من بر اين كتاب من واقف ميشوى ، بدان كه اين آخر چيزيست كه استخاره اقتضا نمود كه مضمون و مطالب اين كتاب را ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) به آن ختم نمايم ، و ترا در پناه حفظ و حمايت خود مادام بقائه باقى بدارد ، بدان كه من از اين كتاب خود در روزى كه در حضور حضرت سيد المرسلين و خاتم النبيين يك ديگر
هامش
( 1 ) در نسخهء بجاى
( فليظهر بالمهدى دينه فان المهدى لا يغلق بابه )
كه ترجمه شد
( فليظهر بالهدى دينه فان الهدى لا يغلق بابه )
است ، يعنى دين خود را بهدايت ظاهر نمايد كه باب هدايت بسته نشود .