كه مقصود آنست كه چنان حوادث و امورى كه براى آن حضرت واقع شده و پيش آمد كرد بخاطر حضرتش خطور نكرده بود ، و اين كلمات با آنچه از آن حضرت روايت شده از اينكه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آن حضرت را به آنچه بعد از حضرتش واقع شود تعليم فرموده منافات ندارد ؛ زيرا كه محتمل است كه مقصود آن حضرت از اين كلام اين باشد كه بخاطر آن حضرت و غير آن حضرت قطع نظر از خبر دادن رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم خطور نكرده بود كه انصار و آنان كه با انصار موافقت كردند آنان را كه بر آن حضرت مقدم شدند مقدم بدارند و بخلافت اختيار نمايند ؛ با اينكه عقل باور ندارد كه آنان ، حقوق كسى كه آنان را بايمان دلالت نموده ، و بعد از خوارى بعزتشان رسانده ، و از عبادت سنگ و چوب منزهشان نموده و از كنار حفرههاى جهنم نجاتشان داده ، و بر بلاد و عباد حاكم و فرمانروايشان قرار داده ، و سعادت دنيا و آخرتشان را تأمين نموده است ، رعايت ننمايند و از اين همه حقوق مهمه صرف نظر نمايند ، و حق او را نشناخته و به كلى پايمال نمايند .
و نيز محتمل است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم غدر و مكر امت ، و تقلب ابو بكر و عمر و عثمان را براى آن حضرت بيان فرموده باشد ، و لكن اينكه اين كار در همان روز وفات آن حضرت خواهد بود و بلافاصله بعد از وفات آن حضرت واقع خواهد شد ، بيان نفرموده باشد يا اينكه براى آن حضرت بيان نفرموده باشد كه ابتداى اين كار از انصار ( با آن همه سابقه ) شروع خواهد شد .
و نيز محتمل است كه مراد آن حضرت اين باشد كه بخاطر من خطور نكرده بود كه وجوه مردم به غير آن حضرت توجه نمايند ، يعنى وجوه و اعيان مردم راضى بتقيه و مدارات شوند ، و حيات دنيوى را تا اين حد دوست بدارند ، و با مردمان پست و احمق و اراذل
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٦١