بهر دو است زيرا كه از هم جدا نيستند ، نام برده شوند پس متفرق كردند ( شايد مراد اين باشد كه تا قيامت با يك ديگرند و از هم جدا نگردند ) ، و وصل شوند پس مجتمع گردند ، تماميت آن دو در تماميت هر يك از آنها است ، در اطراف آنها ستارگانى است و بر آن ستارگان ستارگانى است « 1 » تا اينكه غرقگاه آن حمايت و نگاهدارى شود ، و چراگاه آن چريده شود ، « 2 » و در قرآن است بيان و حدود و اركان آن ، و مواضع و مقادير آن ، و وزن ميزان آن كه ميزان عدل و حكم فصل است « 3 » .
همانا راعيان دين شك و يقين را از يك ديگر جدا نمايند ، و آنچه را آوردهاند حق است ، بنيان اسلام را بنا نمودهاند بنا نهادنى ، و اساس و اركان آن را استوار و محكم نمودهاند ، و براى اين گواهانى با علامات و نشانهها آوردهاند ، كه در آنست كفايت مكتفى ، و شفاى مستشفى ، غرقگاه آن را حفظ نمايند ، و چراگاه آن را بچرانند ، آنچه بايد حفظ شود حفظ نمايند ، و چشمههاى آن را جارى نمايند ، و همه اينها براى محبت خدا و نيكى به او و تعظيم امر او ، و ياد نمودن او به آنچه واجب است كه به آن ياد شود خواهد بود ، بسبب ولايت تواصل نمايند ، و با حسن رعايت تنازع نمايند ، و با جامهاى سيرابكننده يك ديگر را سيراب نمايند ، و با تحيت نيكو يك ديگر را ملاقات نمايند ، و با اخلاق سنيه به يكديگر برخورد نمايند ، و نگاه دارندگان و علماء و اوصيائى هستند كه در ايشان شك و شبهه راه ندارد و غيبت در آنان راه نيابد ، پس كسى كه از اين مطالب چيزى در دل بگيرد ( شك و ريبى در دل او باشد ) خلق بدى را در دل و باطن خود قرار داده است .
هامش
( 1 ) مراد از ستارگان اول ائمه اطهار ، و از ستارگان دويم دلائل داله بر امامت ايشان عليهم السّلام است ( كما نقل عن المجلسى ) .
( 2 ) مراد غرقگاه اسلام است كه محرمات آن بوده باشد ، و مراد از چراگاه آن محللات اسلام است .
( 3 ) مراد از حكم فصل حكمى است كه حق و باطل را از هم جدا نمايد .