انكار او نمايند ؛ زيرا كه ايشانند عارفان به بندگان ، خداوند در وقت گرفتن عهد و ميثاق بطاعت و پيروى از ايشان ايشان را به آنان شناسانده است ، پس در كتاب خود ايشان را وصف نموده و ذكر فرموده است :
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
« 1 » ( يعنى و بر اعراف مردمانى هستند كه ميشناسند همه را بعلامتشان ) و ايشانند گواهان بر مردم ، و انبياء گواهانند بر ايشان بگرفتن او جل جلاله عهد و ميثاق بندگان را بطاعت ، و اين كلام خداوند است كه ميفرمايد :
فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً
« 2 » ، يعنى پس چگونه است ، حال اين جماعت ؟ هنگامى كه بياوريم از هر امتى گواهى و بياوريم ترا بر آنان گواه ، آن روز دوست ميدارند آنان كه كافر شدند و نافرمانى كردند رسول را كه كاش هموار كرده شود بايشان زمين ، و نه پوشانند از خدا سخنى را ) .
و همچنين خداوند بآدم ( عليه السّلام ) وحى فرمود كه : اى آدم مدت تو تمام شده و نبوت تو بسر آمده و روزگار تو به آخر رسيده و اجل تو رسيده است ؛ پس نبوت و ميراث نبوت و اسم اللَّه ، اكبر را به پسر خود هبة اللَّه واگذار ؛ زيرا كه من زمين را به غير علامت و نشانهء كه شناخته شود وانگذارم ، پس پيوسته انبياء و اوصياء آن را به ارث ميبردند تا اينكه امر به من منتهى شد ، و من آن را بوصى خود على ( عليه السّلام ) واميگذارم ، و او از من بمنزلهء هارون است از موسى ، و همانا على ( عليه السّلام ) بفرزندان خود به ارث ميدهد ، زنده ايشان از ميت ايشان به ارث مىبرند ، پس هر كس بخواهد داخل بهشت پروردگار خود گردد البته بايد على و اوصياء بعد از او را دوست بدارد ، و بولايت ايشان اقرار نمايد ، و فضل ايشان را قبول كند ؛ زيرا كه ايشان هاديان بعد از منند ، خداوند فهم و علم مرا بايشان عطا فرموده
هامش
( 1 ) سوره اعراف ( 7 ) آيه 44 .
( 2 ) سوره نساء ( 4 ) آيه 40 - 41 .