تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و بعضى از مشايخ و اساتيد من از من خواستار شد كه بتدريس و تعليم و فتوى دادن بپردازم ، و راه علماى متقدمين را اختيار نمايم ، من ديدم كه خداوند جل جلاله در قرآن شريف بجدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آن رادمرد بزرگ و صاحب مقام منيع ميفرمايد :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
( سوره الحاقه ( 69 ) آيه 44 يعنى و اگر افترا بندد برما بعض سخنان را هر آينه بگيريم از او دست راست او را ( قوه و قدرت او را ) سپس هر آينه قطع نمائيم رگ گردن او را پس نباشد از شما هيچ كس از او منع‌كنندگان ) آيا اين تهديد سخت از پروردگار عالميان نسبت بعزيزترين اولين و آخرين نيست ؟ كه بعضى از اقاويل را به او نسبت دهد ( با اينكه حضرتش معصوم و منزه از آن است ) ناچار از دخول در امر فتوى ترسيده ، و از خوف اينكه مبادا حكمى بر خلاف واقع به او جل جلاله نسبت دهم ، يا در مقام طلب جاه و رياستى برآيم كه موجب تقرب به خداوند نباشد ، از آن كناره‌گيرى نمودم ، و قبل از اينكه در اين امر هولناك واقع شوم از آن دورى نموده و خود را به آن آلوده نكردم ، و براهنمائى علم ، باعمال صالحه مشغول شدم . و اى فرزندم ، من تا حال آنچه را براى تو از ارشاد و هدايت و فتح ابواب عنايات نوشتم در جايى نديده و از كسى نشنيده‌ام ؛ زيرا كه آنچه از ديگران ديده و شنيده‌ام مبنى بر همان عبارات ظاهريه ، و بمقتضاى عادات جاريه بوده است . و بعضى ديگر به من اشاره كردند كه متصدى امر قضاوت گردم ، و بر عادت فقهاء و علماى گذشته باصلاح امور متحاكمين بپردازم ، به آنان جواب دادم كه : من عقل خود را يافته‌ام كه از هر جهت در مقام اصلاح من است و از من ميخواهد كه خود را كاملا اصلاح نمايم ، و بر عكس نفس و هوى و هوس من ، و شيطان هلاكت مرا خواستارند باينكه بامور دنيا مشغول شده و از امور آخرت باز مانم ، و من خواستم در ميان اين دو خصم بعدل و انصاف حكومت و قضاوت نمايم ، و حق را بجانب عقل داده و آنها را با وى موافق و متحد نمايم ، لكن آنها