تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و از آنان خواست كه به حكم قرآن رضايت دهند . امّا شاميان او را تيرباران و شهيد كردند و قرآن در كنار پيكر بى جان اين جوان بر زمين افتاد . اكنون معاويه كه خود را محكوم به شكست مىديد و لشكرش در برابر حملات امام و بويژه يورشهاى بى امان فرمانده سلحشور آن يعنى « مالك اشتر » كه فشار فزاينده‌اى بر سپاه شام وارد مىكرد ، عقب نشسته بود با عمرو ، مشاور مكّار معروف خويش ، مشورت كرد و عمرو به او پيشنهاد كرد تا قرآنها را بر فراز نيزه‌ها بالا برند . در پى اين پيشنهاد ، سپاهيان معاويه چيزهايى شبيه قرآن را بر فراز نيزه‌هاى خود بالا بردند و خواستار حكميّت قرآن شدند . البته بعيد هم نيست كه جاسوسان معاويه در سپاه امام برخى از فرماندهان سست عنصر را كه از شيوهء اجراى عدالت توسّط آن‌حضرت ابراز ناخشنودى مىكردند به دادن اموال و مناصب گزاف وعده داده بودند . بدين ترتيب آنان با توسّل به نيرنگ ، بر سپاهيان امام غلبه كردند و بعضى از فرماندهان مزدور سپاه على عليه السلام نيز در مقابل آنها دست به اقدام نزدند و تلاشهاى امام و فرماندهان مكتبى و با بصيرت در بيدار ساختن مردم يا طرد مزدوران به هيچ جا نرسيد . اجازه دهيد گوش به تاريخ فرا دهيم و داستان اين توطئه بزرگ را از زبان او بشنويم شايد بتوانيم از آن توشه‌اى براى زندگى امروز خود فراهم آوريم . نصر بن مزاحم روايت كرده است كه امام در سپيده دم روز سه شنبه دهم ربيع الاول يا بنابر قولى دهم محرم سال 37 ه با مردم نماز صبح گزارد و سپس به سوى شاميان يورش برد . هر گروهى زير پرچم مخصوص خود بودند . شاميان نيز به طرف لشكر امام حمله آوردند . شمار بسيارى از افراد دو سپاه كشته شدند امّا تعداد كشتگان شاميان و مصيبتهايى كه بر آنان فرو آمده بود ، بسيار بيشتر بود . در ادامه اين روايت دربارهء چگونگى صف آرايى و نبرد دو سپاه در واقعهء بزرگى كه نزديك بود هر دو سپاه را به نابودى بكشاند سخن گفته است . نام اين