حادثه بزرگ را « ليلة الهرير » نهادهاند ، چرا كه جنگ از هنگام نماز صبح تا نيمه شب ادامه داشت . اوقات نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا گذشت بى آنكه سجدهاى براى خدا شود ، و نماز هيچ كس جز تكبير نبود . آنگاه جنگ از نيمه شب تا بر آمدن روز ادامه يافت و در اين يك شب و يك روز هفتاد هزار تن از پاى در آمدند . « 1 »
امام در قلب سپاه خويش و ابن عبّاس در جناح چپ و مالك اشتر در جناح راست آنجاى داشتند . آنحضرت سپاهخويشرا بهنبرد ترغيب مىكرد وپيوسته پروردگارش را مىخواند و با شمشير نبرد مىآزمود چنان كه وى مىگويد :
به خدايى كه محمّد را به حق به پيامبرى برانگيخت از هنگامى كه خدا آسمانها و زمين را آفريده ، نشنيدهايم رئيس قومى در يك روز به دست خود آن كند كه على كرد . وى با شمشير خميدهء خويش به نبرد مىشتافت و مىگفت : از خدا و از شما بخاطر چنين شمشيرى پوزش مىطلبم مىخواستم آن را خرد و پاره كنم اما آنچه كه بارها از پيامبر شنيده بودم ، مرا از اين كار باز مىداشت كه پيامبر مىفرمود :
لا سيف الّا ذوالفقار * ولا فتى الّا على
و اينك من با اين شمشير ، در حالى كه پيامبر نيز در اين جنگ حضور ندارد به نبرد مىشتابم .
راوى گويد : ما آن شمشير را مىگرفتيم و راستش مىكرديم . پس آنحضرت آن را مىگرفت و به صفوف دشمن حمله مىبرد . به خدا سوگند ! هيچ شيرى در رويارويى با دشمنش اينچنين شجاعانه عمل نمىكرد .
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 192 - 193 .