كه محمّد را به حق برانگيخت من خود به چشم خويش آتش را ديدم و اينك از پشيمانان هستم » . « 1 »
سپس پسر عموى عروه به نبرد با امام در آمد امّا آنحضرت ، او را هم به نفر قبلى ملحق كرد . در اين ميان معاويه كه برتلى ايستاده و نظارهگر اين نبردها بود . گفت : نفرين و ننگ بر اين مردان ! آيا در ميان آنان كسى نيست كه اين مرد - على - را در حين مبارزه بكشد يا او را ترور كند و يا در هنگام برخورد دو سپاه و بلند شدن گرد و غبار او را از پاى در آورد ؟ ! !
وليد بن عقبه به او پاسخ داد : خود به رويارويى او بشتاب كه تو سزاوارترين كس در نبرد با اويى . امّا معاويه گفت : به خدا سوگند او مرا به نبرد خويش فرا خواند تا آنجا كه من از قريش خجل شدم . به خدا قسم من با او مبارزه نمىكنم . « 2 »
روزى معاويه با كسانى كه دوروبر او نشسته بودند از عدم مبارزه خويش با امام و نيز از كشف عورت عمرو در نبرد با آنحضرت ، سخن مىگفت و در آنجا اظهار داشت :
« ترس و فرار از مبارزه با على بر كسى ننگ نيست » « 3 »
بدين گونه امام على عليه السلام كه در جنگهاى آغازين خود بر ضدّقريش وبخصوص بنى اميّه صحنههايى قهرمانانه از خود به نمايش گذاشته بود ، در اين ميدان نيز كه به عنوان خليفه اسلامى و فرماندهء كل قواى سپاه اسلام انجام وظيفه مىكرد ، دليريها و شجاعتهاى شكوهمندى آفريد .
اگر ما به عرصهء نبرد صفين نگاهى افكنيم و ياران پيامبر را ببينيم كه گرداگرد رهبر خويش ، حلقه زدهاند و با عمرهايى پنجاه تا نود سال به مبارزه و نبرد
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 17 .
( 2 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 17 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ص 173 .