و چرا گفته او را پذيرفتند كه او در اين كار بس زبردست و ماهر بود و پيش از اين بارها با توسّل به نيرنگ و دروغ ، متون دينى را دستخوش تحريف ساخته بود .
دفاع با تمام امكانات
نبردهاى صفين بسيار شگفت انگيز بود . معاويه سپاه بزرگ و كاملى تدارك ديده بود و در كنار چنين سپاهى از يارى رهبران اعراب و قبايلى كه با گرايش به اسلام ، پس از فتح مكّه آداب و سنن و اطاعت از رؤساى خويش را با خود يدك مىكشيدند ، بهرهء بسيار مىبرد .
وى همچنين به سبب برخورد با تمدّن روميان در شام از بهترين سلاحها در تجهيز سپاه خود استفاده مىكرد و لشكريان خود را با اموال هنگفتى كه از روزگار جاهليّت در نزد حزب اموى فراوان بود و به هنگام خلافت عثمان بر حجم آن نيز افزوده شده بود ، وعده مىداد .
در طرف ديگر آمادگى روحى ياران امام على در نهايت اوج خود بود . آنان اصحاب رسول خدا بودند و شمار آنان به هزار و هفتصد تن مىرسيد . ميان آنان مهاجران بزرگ و تعدادى از باقيماندگان جنگجويان بدر و حاضران در بيعت رضوان به چشم مى خوردند .
همچنين گروهى از قاريان و غلامان و ساير مردم سپاه امام را همراهى مىكردند و اين سپاه قرآنى كه برخى از قبايل عرب نيز با انگيزههاى گوناگون در پشت آن قرار داشتند ، از چه افزونى و فرخندگى برخوردار بود . !
هنگامى كه اين دو سپاه در برابر هم صف آرايى كردند ، كفهء جنگ تقريباً متعادل بود . از اين رو از اندك نبردهايى بود كه نتيجهء آن به طور قطعى مشخص نبود . اينك به عنوان ارائه يك نمونه از اين تعادل قُوا بد نيست كه به يكى از نبردها اشاره كنيم . زياد بن نصر كه در خطّ مقدّم سپاه امام انجام وظيفه مىكرد ، مىگويد :
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: شريعت
ص١٩٠