همچنين امام فرمود :
« در آن روز خداوند جزاى حق آنان را بدهد و آنان مى دانند كه خداوند حق و آشكار كننده است . اى طلحه ! آيا تو خون عثمان را مطالبه مى كنى ؟ خداوند كشندگان عثمان را لعنت كند . طلحه تو همسر رسول خدا را براى جنگ بيرون آورده اى در حالى كه همسر خويش را در خانه بگذاشتهاى ! آيا مگر تو با من بيعت نكردى ؟ ! » « 1 »
آنگاه امام برخى از مواضع زبير را در ركاب رسول خدا به ياد او آورد . زبير از ميدان جنگ دورى گرفت . چون زبير راه مدينه را در پيش گرفت « ابن جربوز » به تعقيب وى پرداخت و او را كشت و شمشير او را براى امام آورد .
على عليه السلام شمشير زبير را گرفت و آن را در دست چرخاند و فرمود :
« چه دشواريها كه با اين شمشير از پيش روى رسول خدا برداشته شد » .
ابن جربوز گفت : اى امير مؤمنان جايزه من در قبال اين كار چيست ؟ آنحضرت فرمود از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود :
« كشنده فرزند صفيه ( زبير ) را به آتش نويد بخش » .
سالها بعد همين ابن جربوز همراه با خوارج نهروان به روياروئى امام آمد و در همان نبرد به قتل رسيد . « 2 »
از خواندن برگهاى تاريخ در مىيابيم كه زبير و طلحه و عايشه هر يك در حركت خود ترديد داشتند و هر كدام از آنها بارها تصميم گرفتند از اين جنگ منصرف شوند . امّا دستى پنهان ، هر بار عزم آنان را تجديد مى كرد و از نو آنان را به قلب فتنه سوق مى داد !
هامش
( 1 ) - فى رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 38 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 39 ، به نقل از ابن ابى الحديد .