تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
درهم كوبيدن عدّه‌اى به دست عدّه‌اى ديگر بود تا مگر بدين ترتيب از آنان خلاص شوند . براى تأييد اين نظر مى توان از روايتى كه ابن اثير نقل كرده است ، استفاده نمود . وى مىگويد : مروان بن حكم تيرى به سوى طلحه انداخت و آن تير به پاى طلحه خورد و او را كشت ! « 1 » اميرمؤمنان على عليه السلام در چندين خطبه به سرشت اين جنگ اشاره كرده و بيان داشته بود كه تا ديروز قريشيان كه در سنگر كفر بودند ، در مقابل اسلام ايستادند و جنگيدند و امروز نيز آنان به خاطر همان هدف در حالى كه فريب خورده و شيفتهء قدرت شده اند با او سر جنگ دارند . شيخ مفيد مى نويسد : چون امام در ربذه فرود آمد ، دنبالهء حاجيان با آن‌حضرت رو برو شدند و گرد وى را گرفتند تا سخنى از او بشنوند . امام در خيمه خود بود . ابن عبّاس گويد : من نزد آن‌حضرت رفتم و ديدم كه نعلين خود را وصله مى زند . عرض كردم : ما به اينكه ، تو كار ما را سروسامان دهى بيشتر نيازمنديم تا اين كارى كه اكنون بدان مشغولى . امّا او پاسخى نداد تا آنكه از كار خود فارغ شد سپس آن را كنار لنگه ديگر كفش قرار داد و از من پرسيد : قيمت اين يك جفت نعلين چقدر است ؟ گفتم : ارزشى ندارند . پرسيد : با همين بى ارزشى ؟ گفتم : كمتر از يك درهم مى ارزند . آنگاه امام فرمود : « به خدا سوگند اين يك جفت نعلين در نزد من بيش از خلافت بر شما دوست داشتنى است مگر آنكه من در اين خلافت حقى را استوار و يا باطلى را دفع كنم » . ابن عبّاس گويد : به آن‌حضرت عرض كردم حاجيان گرد آمده‌اند تا به سخنانت گوش فرا دهند آيا به من اجازه مىدهى كه با آنان سخن گويم اگر نيك
هامش
( 1 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 42 .