را ديدند ، موقتاً در برابر اين طوفان سر فرود آوردند و با وى دست بيعت دادند . حتّى آنان براى آنكه بعداً بتوانند از خلافت سهمى ببرند ، اولين كسانى بودند كه در بيعت با على عليه السلام از ديگران سبقت گرفتند . امّا دريافتند كه امام با دست اندازى به ستم ، خواهان گرفتن حق نيست و به آروزى طلحه و زبير مبنى بر گرفتن امارت كوفه و بصره وقعى نمى نهد . چرا كه مى دانست هر يك از آنان در اين دو شهر پيروان و هوا خواهانى دارند . بدين ترتيب طلحه و زبير بر اميرمؤمنان شوريدند و بيعت او را زير پا نهادند و به خونخواهى كسانى برخاستند كه خود آنها را كشته بودند ! آنان همچنين ادعا كردند كه ولى دم خليفه سوّم هستند . بدين گونه گناه بزرگى مرتكب شدند و آتش فتنه و جنگ را در ميان مسلمانان شعله ور ساختند .
در واقع جنگى كه اينان آن را شعلهور كردند ، نخستين جنگ خونبار ميان مسلمانان محسوب مىشود .
جنگ جَمَل
ابو بردة بن عوف ازدى از كسانى بود كه از يارى امام در كوفه امتناع ورزيد . هنگامى كه على عليه السلام فاتحانه از بصره بازگشت ، متخلفان را به باد نكوهش گرفت و فرمود :
« بدانيد كه مردانى از شما ، از يارى من باز نشستند پس من نكوهشگر و خوار كننده ايشانم و شما نيز بايد از آنان كناره گيريد و سخنانى بديشان گوييد كه ناپسندشان آيد تا سرزنش شوند و بدين وسيله حزب اللَّه هنگام آشفتگى و تفرقه باز شناخته شوند » .
سپس ابو برده برخاست و پرسيد : امير مؤمنان ! آيا كسانى را كه پيرامون عايشه كشته شده بودند و نيز زبير و طلحه را ديدى ؟ آنان به چه گناهى كشته شدند ؟
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: شريعت
ص١٦١