تعدادى گورستانهاى بزرگ در تبريز موجود بود . هر محلهء بزرگ قبرستان جداگانهاى داشت .
مىتوان به گورستانهاى سرخاب ، گجيل ، چرنداب ، شام ، بيلانكوه ، سياران و . . . اشاره كرد . حافظ حسين كربلايى اطلاعات جالبى دربارهء شخصيتهاى دفن شده در اين گورستانها يا ديگر نقاط ارائه كرده است . « 1 »
در تبريز در كنار بناهاى اجتماعى ، دخمههاى كوچك مخصوص طبقهء پايين وجود داشت كه از آجر و گل نپخته با هدف دفاعى ساخته شده بود . وجود باغها و كشتزارها در اطراف شهر نشان مىدهد كه علىرغم وجود صنعت و تجارت ، شهر در حالت نيمه كشاورزى قرار داشت .
بخشى از اهالى تبريز هنوز ارتباطشان را با كشاورزى قطع نكرده بودند .
از آنجا كه اطلاعات لازم دربارهء طبقات متفاوت ساكن تبريز در دسترس نيست ، پژوهشگران براى تعيين طبقات و ارتباط آنها و موقعيت اجتماعيشان با دشوارى مواجهاند . با اين حال مىتوان با دستهبندى و اطلاعات موجود در منابع به نتايج معينى دست يافت . آنچنانكه معلوم است در سدههاى نهم تا يازدهم ميلادى روابط ارباب - رعيتى در آذربايجان رشد كرد و تمايل براى تحكيم پايههاى انتقال در ميان زمينداران بيشتر شد . با اين حال از سدهء دوازدهم و اوايل سدهء سيزدهم ميلادى رشد روابط فئودالى در آذربايجان مشاهده مىشود . اساسا زمين در اختيار زمينداران بزرگ بود و مساحت زمينهاى دولتى و ملكى بسيار گسترش يافت « 2 » ، در نتيجه استثمار اربابى رفته رفته در اين سرزمين افزوده شد . بىترديد اين وضعيت در حيات شهر نيز انعكاس يافت . رشد مناسبات پول - كالا و آزمندى ثروتمندان تنگچشم ، موجب افزايش انواع مالياتها بر مردم شهر شد . در چنين وضعى منافع ثروتمندان بزرگ با منافع مأموران دولتى كاملا هماهنگ بود .
در اوايل سدهء سيزدهم ميلادى با هجوم مغولان به آذربايجان ، حيات اقتصادى در اين سرزمين به نابودى كشيد و شهرها به ويرانه تبديل شد . همچنان كه رشيد الدين آورده است :
بيشتر اهالى ولايات جلاى وطن شده و در ولايتهاى بيگانه براى خود خانه و كاشانه درست كردند . شهرها و روستاها خالى شده بودند . مردم آواره را براى بازگشت به محلهاى اوليه مورد شكنجه قرار مىدادند . كسانى كه در شهرها مانده بودند ، جلوى خانهها را با ديوار سنگى بسته يا روزنهاى گشوده بودند . . . آنان از ترس مأموران
هامش
( 1 ) . نزهة القلوب ، ص 89 ؛ روضات الجنان ، ج 1 و 2 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر دربارهء طبقهء زميندار در آذربايجان نك : عليزاده ، همان ، ص 64 - 72 ؛ پطروشفسكى ، مقاله در اينباره ، مسكو ، 1951 .