است ، ولى در منابع بعدى به محلهاى با اين نام برنمىخوريم . « 1 »
بيلانكوه : به محلهاى با اين نام در تاريخ وصاف برمىخوريم ، ولى بعدا به موردى در خصوص محله بودن آنجا اشاره نشده است . « 2 » البته محمد جواد مشكور در تاريخ تبريز توضيحات مفصلى دربارهء محلاتى كه ذكر شد ، آورده است . « 3 » با اين حال او اشاره نمىكند كه نخستينبار نام اين محلات در كدام منابع آمده و از نظر اجتماعى اهالى هر محله چه وضعى داشتهاند . نويسندهء تاريخ تبريز اطلاعات نادر ميرزا ( 1827 - 1885 م . ) را نقل كرده است . اين نيز ظاهرا مربوط به اواخر سدهء نوزدهم ميلادى است . در اطراف تبريز هفت محال تابع اين شهر بودند :
مهران رود : « 4 » اين محال كه در شرق تبريز واقع است ، با نام رودخانهاى كه از تبريز جارى است ، ارتباط دارد . از دروازهء شهر تا آنجا 5 فرسنگ راه است . اسفنج و سعدآباد از قصبات بزرگ آن بود . در آنجا برخى روستاها مانند جانقور ، قاسمآباد ، يوخارى ، گوانليق ، معرناب ، باكشين ، نهند ، اوسبنج ، فَهوَسفَنج ( باسمنج كنونى ) ، ايستى ليق ، كچلآباد ، گرما وجان و باروج وجود داشت . « 5 »
سردرود : اين محال « صحرا » نيز ناميده مىشد . در 7 كيلومترى جنوب غربى تبريز واقع است .
برخى روستاهاى اين محال بسيار نزديك باغهاى شهر بود . بزرگترين روستاهاى آن جولاق ، الغان بدر ، كنجاباد ، لاكدرج ، و . . . بودند . در وقفنامهء رشيد الدين از اسفهلان ، بارانى ، هامجان و گوارجان به عنوان روستاهاى محال صحرا ياد شده است . « 6 »
باويل رود : طرف جنوب و غرب شهر را احاطه مىكند . ولايتى بزرگ در 4 فرسنگى تبريز است . اين ولايت داراى بيست و پنج روستاى بزرگ و كوچك همچون باويل رود ، خسرو شاه ، ميلان ، اسكو « 7 » و فيسقنديب بود . « 8 »
ارونق : در 3 فرسنگى غرب تبريز واقع است . در آنجا سى روستا وجود دارد . برخى از آنها مانند سيس ، شبستر ، آيقان « 9 » ، كوزهكنان و صوفيان چنان بزرگند كه به قصبه شباهت دارند .
هامش
( 1 ) . زين الدين محمود واصفى ، بدايع الوقايع ، ج 2 ، تصحيح الكساندر بولدوروف ، تهران ، 1350 ، ص 80 .
( 2 ) . تاريخ وصاف ، ص 385 .
( 3 ) . محمد جواد مشكور ، تاريخ تبريز ، ص 109 - 176 .
( 4 ) . نام مهران رود نخستينبار در ديوان خاقانى شروانى مشاهده شد . ( نك : خاقانى شروانى ، ديوان ، ص 208 .
( 5 ) . وقفنامهء ربع رشيدى ، ص 360 - 366 ، 373 - 374 ، 380 - 381 ؛ نزهة القلوب ، ص 89 - 90 .
( 6 ) . وقفنامهء ربع رشيدى ، ص 372 ؛ نزهة القلوب ، ص 89 - 90 .
( 7 ) . در كتيبهء سارگن دوم در سال 714 ق م . به صورت اوشكايا آمده است .
( 8 ) . نزهة القلوب ، ص 90 .
( 9 ) . در وقفنامهء ربع رشيدى به شكل وايقان نوشته شده است . ( نك : وقفنامهء ربع رشيدى ، ص 369 ، 537 .