« بازرگانان » و « تجار » مىگفتند . « 1 » براى جدا كردن تاجران از طبقات پايين ، اصطلاحات « تجار و رعاياى » در منابع مختلف آمده است . « 2 »
محمد بن هندو شاه نخجوانى اهالى را به سه طبقه تقسيم مىكند : اغنيا ، متوسط حالان و فقرا .
نويسنده فقرا و ضعفا را بىچيزترين طبقه ذكر كرده است . « 3 » بيشتر اهالى تبريز به صنعت و تجارت اشتغال داشتند « 4 » ، و تعداد زيادى نيز كاسب بودند . « 5 » از نظر اقتصادى و اجتماعى صنعتگران و تاجران در يك رديف نبودند . همراه با صنعتگران و تاجران آزاد ، عدهاى نيز به عنوان صنعتگران و تاجران وابسته وجود داشتند . تاجران نيز بر دو دسته بودند ، همراه با خرده تاجران ، كسانى نيز به عنوان بازرگانان عمده كه به تجارت داخل و خارج مشغول بودند ، اورتاقها و التزامچيان نيز فعاليت مىكردند . وزيران بزرگ پس از شاهان ، شاهزادگان و درباريان كسانى بودند كه با غارت دسترنج مردم ، ثروت فراوانى جمع مىكردند . اورتاقها ( تاجران شريك ) نيز با گرفتن پول از دربار و حكمرانان ، نقش مهمى در تجارت داشتند و از طرف دولت حمايت كامل مىشدند .
آنان از ماليات و مكلفيات معاف بوده و مىتوانستند از حيوانات بارى و سوارى رعيت ، بدون اجرت استفاده كنند . جوينى مىنويسد كه اورتاقها از همهء طبقات محترمتر بودند . « 6 »
گروه دوم تاجران عمدهاى بودند كه با درباريان داد و ستد داشتند . جوينى اورتاقها و تاجران عمده را اشخاصى معرفى كرده كه با شاه ، فرزندان و ملكه داد و ستد كلان مىكردند . « 7 » اين دسته شامل تاجرانى همچون جواهرفروشان ، فروشندگان لباسهاى قيمتى و چوبداران مىشدند .
گفتنى است كه اورتاقها تشكيلات منسجم و بزرگ تجارى داشته و تجارت داخلى و خارجى را در دست گرفته بودند . خواجه على در سدهء چهاردهم و خواجه ميركى در سدهء پانزدهم ميلادى از اين تاجران عمده بودند . وزيران بزرگ آن زمان از محل رشوه و مالياتى كه از تجارت ، صنعت و كشاورزى گرفته مىشد ، مال فراوان جمع مىكردند . آنچنانكه معلوم است رشيد الدين خود فئودالى بزرگ بود . او در ربع رشيدى و تبريز سه هزار و ششصد غلام داشت و در كارگاههايش غلامان بسيار كار مىكردند . « 8 » ابو القاسم كاشانى به صورت خلاصه ، درآمد سالانهء رشيد الدين را
هامش
( 1 ) . همان ، ص 491 .
( 2 ) . تاريخ اولجايتو ، ص 162 .
( 3 ) . فقرا و ضعفا كه نازكترين طوايفند . ( تاريخ ديار بكريه ، ج 1 ، ص 314 - 316 . )
( 4 ) . عجايب الدنيا ، ورقهء 1996 .
( 5 ) . نزهة القلوب ، ص 88 .
( 6 ) . جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 3 ، ص 87 - 88 .
( 7 ) . همان .
( 8 ) . براى آگاهى بيشتر دربارهء وضعيت فئودالى رشيد الدين نك : عليزاده ، همان ، ص 191 ؛ پطروشفسكى ، مقاله ، مسكو ، 1951 .