را به قراباغ و شروان كوچ داد . « 1 »
در سالهاى 681 ق . ( 1380 م . ) در پى كشمكش بر سر تصاحب تبريز تعداد زيادى كشته شدند و بسيارى اسير گشتند . يازده سال بعد در پى قحطى و گرانى ، ده هزار نفر هلاك شدند .
« 2 » در دورهء قحطى و گرسنگى قسمتى از اهالى وادار به ترك وطن شدند . همهء اينها موجب كاهش بسيار اهالى تبريز شد . كلاويخو كه در سال 805 ق . ( 1403 م . ) در تبريز بود ، از وجود دويست هزار خانواده در شهر خبر مىدهد . « 3 » ابو القاسم طاهرى دانشمند ايرانى اين رقم را پذيرفته و با در نظر گرفتن چهار نفر براى هر خانواده ، وجود هشتصد هزار نفر در تبريز را ذكر مىكند . او اشاره مىكند كه اين رقم تا پنجاه تا شصت سال بعد تغيير نيافته است . محمد جواد مشكور نيز نظر وى را كاملا تأييد مىكند . « 4 » پطروشفسكى مىنويسد اگر معلومات كلاويخو را درست در نظر بگيريم ، با در نظر گرفتن پنج نفر براى هر خانواده ، مىتوان وجود يك ميليون نفر را در تبريز پذيرفت . « 5 » با اين حال احتمال داده مىشود كه كلاويخو ارقام موجود در منابع مربوط به اوايل سدهء چهاردهم ميلادى را با زمان خود تطبيق كرده و سخن از وجود دويست هزار خانواده در تبريز آورده است . همچنان كه ذكر شد جمعيت تبريز در اواخر سدهء چهاردهم ميلادى و اوايل سدهء پانزدهم ميلادى بسيار كاهش يافت و به صد و پنجاه تا دويست هزار نفر رسيد . « 6 »
كنتارينى كه در سپتامبر 1474 م . ( 878 ق . ) تبريز را ديده ، مىنويسد : « تبريز شهر بزرگى است . ولى فكر مىكنم كه اهالى آن بسيار نيستند . » كنتارينى در جاى ديگرى با مقايسهء شماخى با تبريز مىنويسد حتى اگر شماخى بزرگتر از تبريز نباشد از هر جهت بهتر از آن است . « 7 » عبد الرزاق سمرقندى در بحث از حوادث سال 866 ق . ( 1462 م . ) تبريز را از نظر فزونى جمعيت به مصر بزرگ تشبيه كرده است . « 8 » رشيد الدين نيز تبريز را در 663 ق . ( 1265 م . ) به مصر تشبيه نموده است . ولى اين چيزى جز مبالغهء خاص نويسندگان سدههاى ميانه نيست .
هامش
( 1 ) . حافظ ابرو ، ذيل جامع التواريخ ، ص 194 .
( 2 ) . نفسة المصدر ؛ نك : تاريخ تبريز ، ص 606 - 612 ؛ ذيل جامع التواريخ ، ص 390 .
( 3 ) . كلاويخو ، ص 161 .
( 4 ) . ابو القاسم طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، تهران ، 1349 ، ص 22 ؛ تاريخ تبريز ، ص 53 .
( 5 ) .
( 6 ) . كنتارينى ، سفرنامهء ونيزيان در ايران ، ص 137 ، 154 .
( 7 ) . همان .
( 8 ) . مطلع السعدين ، ورقهء 491A