تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
نظر تعداد اهالى تبريز بزرگ‌تر از سلطانيه است . » « 1 » اين مسئله نشان مىدهد كه شهر تبريز در اواخر سدهء چهاردهم و اوايل سدهء پانزدهم ميلادى به نسبت اوايل سدهء چهاردهم ميلادى چقدر تنزل كرده بود . بدين ترتيب در اوايل سدهء چهاردهم ميلادى تنها ربع رشيدى از نظر آبادى با سلطانيه مقايسه مىشد « 2 » ، در حالى كه در اوايل سدهء پانزدهم ميلادى سلطانيه از نظر تجارت اهميت بيشترى نسبت به تبريز كسب كرده بود . پيش‌تر ابريشم شماخى به تبريز آورده مىشد ، ولى در اوايل سدهء پانزدهم ميلادى قسمت بسيارى از آن به سلطانيه برده شد . « 3 » در اين زمان بازرگانان جنوايى به جاى تبريز به سلطانيه مىرفتند . « 4 » شيلتبرگر در دورهء حاكميت ميرانشاه پسر تيمور ( 1405 - 1408 م . ) در تبريز بود . اشاره مىكند منفعتى كه فرمانروا از شهر تبريز كسب مىكند ، از درآمد نيرومندترين حاكم مسيحى بيشتر است . « 5 » البته به نظر مىرسد كه تا حدى مبالغه شده است ، چرا كه همين جمله را اودوريك ايتاليايى در اوايل سدهء چهاردهم ميلادى دربارهء تبريز گفته بود . ولى اين جمله براى دورهء مورد نظر درست نبود و براى اوايل سدهء پانزدهم ميلادى مبالغه‌آميز است . البته از اين مطلب نمىتوان به اين نتيجه رسيد كه تجارت شهر كاملا مرده بود . حتى در اوايل سدهء پانزدهم ميلادى ابريشم خام از گرجستان ، گيلان و شروان ؛ پارچهء ابريشمى از يزد ؛ ماهوت از بورسا و اروپاى غربى ؛ مرواريد از هرمز ؛ و مشك و ديگر كالاها در تبريز فروخته مىشد . « 6 » سال‌هاى 730 - 740 ق . ( 1330 - 1340 م . ) تبريز هشتصد و هفتاد و پنج تومان و سلطانيه بيست تا سى تومان « 7 » براى دولت داشته‌اند . در اوايل سدهء پانزدهم ميلادى سلطانيه از نظر تجارت مقام اول و تبريز مقام دوم را داشت . « 8 » در نيمهء نخست سدهء پانزدهم ميلادى به ويژه دورهء
هامش
( 1 ) . كلاويخو ، همان ، 162 ، 167 . ( 2 ) . تاريخ اولجايتو ، ص 116 . ( 3 ) . كلاويخو ، همان ، ص 168 . ( 4 ) . كلاويخو مىنويسد كه از گيلان در ساحل درياى خزر ، همه نوع ابريشم به سلطانيه آورده مىشد و از آنجا به دمشق ، سوريه و تركيه صادر مىگرديد . علاوه بر اين ابريشم شماخى نيز به سلطانيه صادر مىشد . تاجران ايرانى ، ونيزى و جنوايى نيز به سلطانيه مىآمدند . پارچه‌هاى تافته ، پنبه‌اى و ابريشمى فراوانى از اطراف شيراز و پنبهء بافته شده و خام از خراسان به سلطانيه مىآوردند و در آنجا لباس‌هاى مختلف مىدوختند . سلطانيه از نظر تجارى آن‌قدر مهم بود كه سالانه مقدار زيادى درآمد براى خزانهء امپراتورى داشت . ( نك : كلاويخو ، همان ، ص 168 - 170 . ) ( 5 ) . نك : شيلتبرگر ، اودسا ، 1857 ، ص 47 . ( 6 ) . همان ، ص 47 . ( 7 ) . نزهة القلوب ، ص 60 . ( 8 ) . در همان زمان در محلات سلطانيه ، براى همهء تاجران اجنبى كاروان‌سراهايى وجود داشت . ( نك : كلاويخو ، همان ، ص 170 . )