به نام تاجران اين دوره عباراتى چون شيخ و خواجه نيز افزوده مىشد . به رئيس تاجران شهر « ملك التجار » مىگفتند . داراترين و تواناترين تاجران به اين وظيفه تعيين مىشدند . ملك التجار نوعى نقش واسطه را ميان دولت و تاجران ايفا مىكرد و تأثير بزرگى بر رشد تجارت داشت . او مىبايست در ديوان يا اختلافات ديگر از حقوق تاجران دفاع كند . محمد بن هندو شاه نخجوانى در بحث از نقش تاجران در آبادى كشور ، وظيفهء ملك التجار را چنين شرح مىدهد : « رسيدگى به امور تاجران ، حل تمام مسائل آنان در محكمهء شريعت و ديوان ، ممانعت از ستم بر تاجران و ستاندن طلب تاجران از ديگر اشخاص و برگرداندن آن به خود آنها . » « 1 »
از مطالب مذكور مىتوان به اين نتيجه رسيد كه در دورهء حاكميت سلطان اويس جلايرى شكوفايى در تجارت مشاهده مىشود . شيرين بيانى با استناد به رسالهء فلكيه پيشرفت تجارت تبريز را در سالهاى 740 - 760 ق . ( 1340 - 1360 م . ) بيان مىكند . « 2 » اين ادعاى شيرين بيانى از آنجا ناشى مىشود كه او منابع مربوط به آن دوره را به صورت دقيق بررسى نكرده است .
بدين صورت كه عبد اللّه مازندرانى ماليات تمغاى تبريز را از اكتبر 1362 تا اكتبر 1363 ( 762 - 763 ق . ) مقدار دو هزار و هشتصد و هفتاد و يك تومان دانسته است . « 3 » ولى همانطور كه ذكر شد از آنجا كه مازندرانى محاسبات رسالهء فلكيه را براى نگارش يك كتاب درسى تهيه مىكرد ، تعدادى از رقمها را از خود ذكر كرده است . در نظر گرفتن اين ارقام به عنوان ارقام دقيق و نتيجهگيرى از آن براى ترقى يا تنزل تجارت شهر ، از نظر علمى درست نيست . در اصل همچنان كه تبريز بين سالهاى 730 - 750 ق . ( 1330 - 1350 م . ) دورهء تنزل اقتصادى را مىگذراند ، ولى در سالهاى 760 - 770 ق . ( 1360 - 1370 م . ) احياى نسبى به چشم مىخورد ، ولى در اين دوره پيشرفت بزرگى اتفاق نيفتاده است .
هجوم سپاهيان تيمور به تبريز در 786 ق . ( 1385 م . ) موجب تاراج شهر و ويرانى مزارع شد .
در اول ذى الحجه 787 ق . ( چهارم ژوئيه 1386 م . ) توختاميش خان حاكم آلتون اردو با نودهزار سپاهى به تبريز يورش برد . اهالى شهر چپاول شدند . پنجاههزار نفر اسير از تبريز گرفته شد .
تاراج شهر هفت روز به طول انجاميد . دوازده روز بعد توختاميش خان دوباره به تبريز بازگشت و مجددا به غارت و ويرانى پرداخت . در هجومهاى اول و دوم او ده هزار نفر كشته و صدهزار نفر به
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 158 - 160 .
( 2 ) . تاريخ آل جلاير ، ص 193 - 196 .
( 3 ) . رسالهء فلكيه ، ص 66 .