تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
معتبر و جارى بود . ابو بكر قطب الاهرى در اين‌باره مىنويسد : « در زمان فرمانروايى ايلخان ابو سعيد فرمان‌هاى غازان خان معتبر بود . در اين دوره آذربايجان به بهشتىآباد مىمانست . » « 1 » اهرى دورهء حاكميت ابو سعيد را بهترين دورهء فرمانروايى مغولان دانسته است . عيار سكه‌هاى ضرب‌شده در اين دوره رونق تجارت را نشان مىدهد . « 2 » عيار سكه‌هاى طلا و نقره‌اى كه در دورهء غازان خان ضرب شد ، بسيار بالا بود ، در نتيجه قيمت واقعى سكه افزايش يافت . اگرچه در اراضى دولت ايلخانيان قماش وسيلهء مبادله بود ، ولى در اين زمان از پول معمولى استفاده مىشد . « 3 » اين نيز روابط كالا - پول را نمايان مىسازد . تحليل سكه‌هايى كه در حفارىهاى قسمت‌هاى شمالى آذربايجان به دست آمد نيز نشان مىدهد كه بيشتر اين سكه‌ها در تبريز ضرب شده‌اند . اين نيز نشان‌دهندهء گسترش تجارت تبريز با شهرهاى شمالى آذربايجان است . « 4 » از مطالب مذكور روشن مىشود كه اواخر سدهء سيزدهم ميلادى و سال 730 ق . ( 1330 م . ) دورهء شكوفايى تجارت و اقتصاد تبريز بوده است . با اين حال نسبت دادن صرف اين پيشرفت به اصلاحات غازان خان درست نيست . رشيد الدين نقش اصلاحات غازان خان در حيات اقتصادى كشور را بيش از اندازه بزرگ كرده است . « 5 » امكان نداشت در دورهء حاكميت نه سالهء غازان ، چنين تحولى به وجود آمده باشد . حتى رشيد الدين اعتراف مىكند كه براى اصلاح وضعيت كشور سال‌هاى درازى لازم است . « 6 » بىترديد اصلاحات غازان خان نقش مهمى در رشد اقتصادى آذربايجان ، به‌ويژه تبريز پايتخت ايلخانيان داشته است . استاد عليزاده به درستى اشاره مىكند كه دورهء حاكميت غازان جايگاه خاصى در دورهء ايلخانيان و تاريخ آذربايجان دارد . ولى تا زمان اصلاحات غازان ، زمينه براى رشد در تبريز وجود داشت . در حالى كه تبريز در سال‌هاى 813 - 823 ق . ( 1410 - 1430 م . ) دورهء رشد اقتصادى را مىگذراند ولى با ضعيف شدن حكومت مركزى در اواخر حاكميت ابو سعيد ، از ميان رفتن
هامش
( 1 ) . تاريخ شيخ اويس ، هاگا ، 1954 ، ص 144 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . سيف الدينى ، همان ، ص 53 - 54 . ( 4 ) . سيف الدينى در اثر خود تعداد دويست و شصت و دو سكهء مربوط به سدهء دوازدهم تا چهاردهم را توضيح داده است . ( نك : سيف الدينى ، همان . ) ( 5 ) . عليزاده ، همان ، ص 17 . ( 6 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 390 .