تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
غازان خان در قورولتاى اوجان در عرض ده تا پانزده روز بيست هزار دست لباس به اميرانش بخشيد . رشيد الدين مىنويسد كه بعدا نيز لباس بسيارى به اميران غازان خان هديه داده شد ، ولى هرگز لباس از خزانه قطع نمىشد . روزى نمىشد از خزانهء او صد يا دويست يا سيصد دست لباس خارج نشود . « 1 » لباس‌هاى قماش آن قدر قيمتى بود كه آن‌ها را به محض ورود به خزانه مهر مىكردند تا عوضشان نكنند . « 2 » فرمانروايى ايلخانى با هدف جلب بازرگان بيگانه به كشور ، برخى امتيازات به آن‌ها مىدادند . زمانى كه ماركوپولو در سال 694 ق . ( 1295 م . ) در تبريز بود ، ونيزيان امتياز كشتىرانى را در خزر به دست آورده بودند . « 3 » در 720 ق . ( 1320 م . ) تاجران ونيزى موفق به امضاى معاهدهء بازرگانى با ابو سعيد شدند . بر اساس اين معاهده تاجران ونيزى مىتوانستند آزادانه به آذربايجان ايران آمده و در هرجا كه خواستند به تجارت بپردازند . ابو سعيد به تمام مأموران دولتى در كل كشور دستور داده بود كه به بازرگان و كاروان‌هاى ونيزى يارى رسانند ، به بهانه‌هاى مختلف در راه‌ها جلوى آن‌ها را نگيرند ، امنيت لازم را براى آن‌ها فراهم آورند و كسانى را با آن‌ها بگمارند . در 724 ق . ( 1324 م . ) كنسولى از ونيز وارد تبريز مىشود و تاجران ونيزى به تدريج در تبريز مؤسسات تجارى برپا مىكنند . تعداد اين مؤسسات چنان زياد بود كه در 728 ق . ( 1328 م . ) بازرسى ويژه از ونيز براى رسيدگى به امور آن‌ها به تبريز آمد . « 4 » در نتيجهء پيشرفت تجارت داخلى و خارجى ، ماليات ساليانه به حساب تمغا بسيار افزايش يافت . در 740 ق . ( 1340 م . ) از كل دويست و نه تومان درآمد تمام آذربايجان ، پانزده تومان ( يعنى بيشتر از نصف ) مربوط به تبريز و اطراف آن بود . اين تنها ماليات تمغا بود . هشتصد و هفتاد و پنج تومان از اين ماليات تنها از تبريز جمع شده بود . از اين رقم روشن مىشود كه ماليات صنعت و تجارت بخش اصلى درآمد ديوان را تشكيل مىداد . « 5 » پيشرفت زياد تبريز در تجارت به نسبت شهرها و ايالت‌هاى ديگر را مىتوان با مقايسه‌اى نشان داد . در 740 ق . ( 1340 م . ) ماليات مغان و ارّان سى تومان و سه دينار ؛ گشتاسفى و ارّان
هامش
( 1 ) . همان ، ص 395 . ( 2 ) . همان ، ص 540 . ( 3 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ص 25 . ( 4 ) . عباس اقبال ، تاريخ ايران ، ص 751 - 752 ؛ مهدى بهشتىپور ، تاريخچهء صنايع نساجى در ايران ، از دورهء افسانه تا پايان صفويه ، تهران ، 1343 ، ص 145 - 150 . ( 5 ) . نزهة القلوب ، ص 91 .