مسائل تجارى شهر را به دست گرفتند . آنان براى شريك شدن در تجارت تبريز مبالغ هنگفتى به تاجران بزرگ دادند . در 662 ق . ( 1264 م . ) اورتاقها كيفر داده شدند و پول آنان براى تاجران شهر ماند . بركه اوغلو نيز همان سال تاجرانى را كه از تبريز به آلتون اردو كالا مىبردند ، كشت .
بدين ترتيب ضربهء شديدى به تجارت داخلى و خارجى تبريز وارد آمد .
تنها در دورهء حاكميت گيخاتوخان ( 1291 - 1295 م . ) روابط تجارى ميان تبريز و آلتون اردو حالتى مناسب و قاعدهمند يافت . وصاف ضمن بحث از گذر كاروانهاى تجارى بسيار از اراضى ارّان در همين دوره مىنويسد : اراضى ارّان از بسيارى ارابهها ، غلامان ، اسب و گوسفند به تلاطم درآمده بود . پس از مدتى تاجران دوباره به فروش اجناس ظريف پرداختند . « 1 »
بازرگانى تا زمان گيخاتوخان تنزل يافت . وضعيت راههاى كاروان رو دشوار بود . در دورهء حاكميتارغون خان ( 1286 - 1291 م . ) تاجران جنوا به نزد او آمده خواهش كردند تا راههاى بازرگانى قانونمند شده و در خليج ايران بندرى ساخته شود . « 2 »
خريد كالاهاى صنعتگران تبريزى توسط دولت به قيمتى پايينتر از بازار ضربهء شديدى به تجارت زد . علاوه بر اين مالياتهايى با نامهاى مختلف تمغا « 3 » ، باج و . . . مانع پيشرفت تجارت مىشد . در دورهء حكومت اباقا خان ( 1265 - 1282 م . ) براى شهرهاى ديگر تمغاچى تعيين گرديد و از تاجران ماليات تمغا گرفته شد . « 4 » در اين دوره امير على به عنوان تمغاچى تبريز تعيين گرديد . علاوه بر اين ناردوى آختاچى داروغهء تبريز به زور از تاجران ماليات مىگرفت . « 5 »
در سال 641 ق . ( 1243 - 1244 م . ) مانك فولاد به عنوان باسقاق « 6 » تبريز براى صنعتگران تعيين شد . مقدار ماليات صنعتگران بعدى زياد بود كه آنان از دادن آن خوددارى مىكردند . « 7 » در سال 642 ق . ( 1244 م . ) شرف الدين خوارزمى براى جمعآورى ماليات به تبريز فرستاده شد . او
هامش
( 1 ) . تاريخ وصاف ، ص 50 - 51 .
( 2 ) . 111 .p، 1923 ،Histore du commerce du levant , par W . Heyd . II , Leipzig( 3 ) . بنابر اطلاعات موجود در منابع تاريخى ، ماليات تمغا نخستينبار در دورهء فرمانروايى اباقا خان ( 1265 - 1282 ) توسط شمس الدين صاحب ديوان در آسياى صغير گرفته شد . ( نك : جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 147 . ) عليزاده و پطروشفسكى دربارهء تمغا پژوهش كردهاند . ( نك : عليزاده ، همان ، ص 216 - 218 ؛ پطروشفسكى ، همان ، ص 386 - 387 . )
( 4 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 91 - 92 ، 202 ، 211 - 214 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . باسقاق ، به ملازم نزديك حاكم ايالت گفته مىشد . او بدون اجازهء حاكم اختيار انجام كارى را نداشت . ( جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 243 . )
( 7 ) . جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 245 - 246 . )