صنفشان داشتند . به واسطهء اين تشكيلات ، در ميان آنها يكسانى منافع ايجاد شده بود . اگرچه در منابع به تشكيلات اخى در تبريز برنمىخوريم ولى شخصيتهايى را مىشناسيم كه خود عضو اين تشكيلات بودهاند ، مانند اخى شهاب الدين تبريز ، اخى على ، اخى مير ، آقا اخى ، اخى زاهد ، سعيد آقا اخى ، اخى باله ، اخى رضا ، اخى احمد تاشى و . . . « 1 »
تشكيلات اخى « 2 » كه تشكيلاتى سياسى ، دينى و اجتماعى بود ، در تبريز قدرت فراوان داشت .
در اين باره اطلاعات كافى نداريم ، ولى در منابع به اصطلاحاتى چون « اوزان » ، « اصناف محترفه » و « صناع » برمىخوريم . اين نشان مىدهد كه گروهى از اصناف در يك راسته مشغول كار بودهاند .
منافع و شرايط صنعتگران به ايجاد چنين تشكيلاتى سرعت مىداد .
صنعتگرانى كه به دستور تيمور از تبريز به سمرقند برده شدند ، مير خواند آنان را با نام « صناع » ، « محترفه » و « اهل حرفه » ، شرف الدين يزدى « اصناف . . . پيشهكاران » و خواند مير « محترفات » ناميدهاند . « 3 » كلمهء اصناف در معنى زمره و طبقه نيز استفاده شده است . گفتنى است منظور ما از « اصناف محترفه » همان زمرهء صنعتگران است . در برخى منابع ، جماعت به جاى اصناف آمده است . در دورهء گيخاتوخان همزمان با ظهور پول كاغذى ( چاو ) به « جماعت زرگر و زردوز » دستور داده شد تا هر سال از چاوخانه مبلغى معين به آنها داده شود تا ديگر به اين صنعت نپردازند . « 4 »
بدينترتيب با بررسى وضعيت صنعت در تبريز سدههاى سيزدهم تا پانزدهم ميلادى مىتوان به اين نتيجه رسيد كه صنعت در اين دوره به دو دسته تقسيم مىشود ؛ صنعتگران مستقل ، و صنعتگرانى كه براى دولت و زمينداران كار مىكردند و از نظر موقعيت اجتماعى با يكديگر متفاوت بودند . صنعتگرانى كه در كارخانههاى متعلق به دولت و زمينداران كار مىكردند بيشتر در معرض استثمار بودند . بخشى از صنعتگران از جمله بنايان ، سنگتراشان و خراطان در كار ساخت ساختمانهاى خصوصى و اجتماعى بودند . در يك كلام ميان صنعتگران اسير و آزاد از نظر حقوقى تفاوت بسيار بود . بخشى از صنعتگران آزاد همراه با پيشهء اصلى خود به باغدارى و كشاورزى مشغول بودند . مثلا وجود باغ محمد صنعتگر ، باغ كلاهدوزان ، زمين نجار محمد و
هامش
( 1 ) . صفوة الصفاء ، ورقهء 18 ؛ وقفنامهء مسجد مظفريه ؛ نك : محمد جواد مشكور ، تاريخ تبريز ، ص 656 ، 659 ، 663 .
( 2 ) . گوردلفسكى پژوهش مهمى دربارهء تشكيلات اخى انجام داده و در سال 1927 در مسكو منتشر كرده است .
حيدروف ، همان ، ص 115 - 143 .
( 3 ) . ظفرنامه ، ص 290 ؛ روضة الصفاء ، ج 4 ، ص 256 ، ج 5 ، ص 219 ؛ حبيب السير ، ج 3 ، تهران ، ص 236 .
( 4 ) . حبيب السير ، ج 3 ، ص 137 .