توورى بود . بدين ترتيب با افزودن حرف « ز » به آخر « تارويى » ، « تاورى » و « تائورى » واژهء « تاورژ » ، « داورژ » ، « توريز » و « تبريز » به وجود آمده است . بىترديد اين مطلب در حد يك احتمال است و پژوهشهاى آينده ، تكليف قطعى آن را روشن خواهد كرد .
تبريز از سدهء نهم تا دوازدهم
ولاديمير مينورسكى نشان مىدهد كه نام تبريز به صورت كنونى در منابع عربى ، در دورهء حملهء عربها به آذربايجان نيامده است « 1 » ، ولى در منابع عربى سال 25 ق . ( 645 - 646 م . ) به نام تبريز برمىخوريم . در سال 141 ق . ( 758 - 759 م . ) در زمان خلافت ابو جعفر منصور ، تعداد زيادى از يمانيان به همراه يزيد بن حاتم از بصره به آذربايجان كوچ كردند . رواد بن المثنى الازدى از يمانيان مهاجر ، حاكم منطقهاى از تبريز تا بذ گشت . او تبريز را اقامتگاه خود كرد .
زمانى كه رواد به اينجا آمد ، تبريز قصبهاى متوسط بود .
سپس وجناء پسر رواد و برادرانش در آبادانى تبريز كوشيدند . بناهايى در شهر ساخته شد و حصارش استحكام يافت . بعدها اعلى بن احمد الروادى الازدى حصار تبريز را دوباره ساخت و دروازههايى بر آن نهاد . « 2 » به گمان قوى دروازهء درب اعلاى تبريز به نام اوست كه آن را ساخته است .
در اوايل سدهء نهم ميلادى دژى مستحكم در تبريز وجود داشت . بابك رهبر حركات آزاديخواهانه عليه خلافت ، در سنين شانزده تا هجده سالگى به مدت دو سال در تبريز ، به محمد بن الروادى الازدى خدمت كرد و در هجده سالگى نزد پدر رفت . « 3 » در اين زمان دژى استوار در تبريز بود . طبرى در بحث از حوادث سال 220 ق . ( 835 م . ) بيان مىكند كه دو دژ به نام « تبريز » و « شاهى » در دست محمد بن بعيث از نسل رواديان بوده است . « 4 »
محمد بن بعيث كه براى استقلال مىكوشيد ، نخست از متحدان بابك بود و دژ تبريز را به اختيار بابك سپرد . او حتى عصمت الكردى فرماندهء بابك و دوستانش را از نظر آذوقه تأمين كرد . محمد بن بعيث با مشاهدهء ضعف قيام بابك بر آن شد تا عصمت الكردى و دوستانش را به
هامش
( 1 ) . مينورسكى ، همان ، ص 9 .
( 2 ) . ياقوت حموى ، معجم البلدان ( عربى ) ، ج 1 ، ص 174 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، بيروت ، ص 371 ؛ بلاذرى ، همان ، ص 331 ؛ حدود العالم ، ص 158 .
( 3 ) . ابو الفرج محمد بن اسحاق بن النديم ، الفهرست ، قاهره ، ص 496 .
( 4 ) . طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 30 .