شدهاند ، و كسانى نيز كوشيدهاند تا اين نام جغرافيايى را از نظر معنا توضيح دهند . كسانى بر اين عقيدهاند كه نام تبريز از زبان فارسى و از دو جزء تب + ريز تشكيل شده است . اينان به اين روايت استناد مىكنند كه گويا زبيده همسر هارون الرشيد به تب دچار شده و در آنجا بهبود يافته ، و در همان جا شهرى ساخته و نام « تبريز » بر آن نهاده است .
به نظر برخى پژوهشگران اين نظريه نخستينبار توسط حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب مطرح شده است . خاقانى شروانى شاعر سدهء دوازدهم ميلادى باطل بودن اين نظريه را بيان كرده است ، ولى برخى دانشمندان سدههاى ميانى به نظريهء قزوينى استناد نمودهاند . « 1 » اين در حالى است كه نويسندهء كتاب عجايب الدنيا در اوايل سدهء سيزدهم ميلادى يعنى خيلى پيشتر از قزوينى نظريهء بناى تبريز توسط زبيده را مطرح كرده است . « 2 »
با مرور منابع عربى سدههاى ميانى آشكار مىشود كه زبيده خاتون در آذربايجان نبوده است .
از سوى ديگر حمد اللّه قزوينى ادعا مىكند كه زبيده خاتون در سال 175 ق . ( 791 - 792 م . ) بناى تبريز را نهاده است . « 3 » حال آنكه ياقوت حموى ذكر مىكند كه در سال 25 ق . ( 645 - 646 م . ) در دورهء خلافت عثمان ، عبد اللّه بن شبيل الاحمصى به مغان ، تبريز و تيلسان ( منطقهء تالش ) حمله كرده و غنيمت گرفته است . « 4 » يعقوبى نويسندهء سدهء نهم ميلادى در بحث از حوادث سال 141 ق . ( 758 - 759 م . ) مىنويسد : ابو جعفر ، يزيد بن اسيد السلمى را به ارمنستان ، يزيد بن حاتم المهلبى را براى آذربايجان والى تعيين كرد . يمانيان را به آذربايجان كوچانيد . در بين كوچندگان رواد بن المثنى الازدى نيز بود . رواد از تبريز تا بذ حاكم شد . « 5 »
از اينجا روشن مىشود كه نام تبريز در سال 25 ق . آمده و نظريهء بناى تبريز در سال 175 ق . توسط زبيده خاتون تماما اشتباه است . به نظر يعقوبى نام شهر نه تَبريز بلكه تِبريز است . « 6 »
كسانى نيز با ارائهء معنى « نورفشان » براى تبريز ، تاريخ بناى شهر را بيشتر به عقب برده و به
هامش
( 1 ) .نه تب اول حرف تبريز است * ليك صحترسان هر نفر است
ديدى آن جانور كه زايد مشك * نامش آهو و او همه هنر است( خاقانى شروانى )
( 2 ) . عجايب الدنيا ، ورقهء 200 .
( 3 ) . نزهة القلوب ، تهران ، 1958 ، ص 85 .
( 4 ) . ياقوت حموى ، معجم البلدان ، تهران ، ج 1 ، ص 174 .
( 5 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 371 .
( 6 ) . همان ، ص 371 .