تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
آتش‌پرستى ارتباط مىدهند . محمد حسين بن خلف تبريزى ( سدهء هفدهم ميلادى ) بناى تبريز را با آتشكده‌ها مربوط دانسته و عنوان كرده كه تبريز در گذشته « آذربادگان » ( يعنى نگهبان آتش ) ناميده مىشد . « 1 » شاردن هنگامى كه در تبريز بود ، به استناد گفتهء ميرزا طاهر خزانه‌دار ادارهء ماليهء تبريز ، معنى اين نام را به صورت تاب ( نور ) + ريز ( فشان ) ( نورفشان ) آورده است . « 2 » سعيد نفيسى با ذكر اين نكته كه شكل نخستين تبريز به صورت تاب يا تف بوده ، اشاره كرده است كه اين نام با فوران‌هاى آتشفشانى سهند ارتباط داشته است . « 3 » برخى منابع ارمنى تبريز را به صورت تاورز يا تاورژ به معناى محل انتقام ذكر كرده‌اند . آن‌گونه كه مشخص است ، فاوستوس بوزاند اين نام‌ها را در ارتباط با حوادث اواخر سدهء چهارم يعنى زمان زندگى خود بيان نموده است . « 4 » برخى نيز نام تبريز را به معناى « جنبيدن » و « شهر ناراحت » ذكر كرده‌اند . نخستين‌بار دانشمند مشهور روسى برزين اين نظريه را مطرح كرد . او با تعبيراتى چون « شهرى كه در آن تب مىريزد » يا « نورفشان » موافق نبود و مىنويسد كه اين نام را بهتر است در معناى « شهرى كه ناراحتى مىآفريند » بدانيم . اين احتمال از نظر وقوع چندين زلزله در شهر مىتواند درست باشد . « 5 » اين درست است كه زلزله‌هاى پياپى شهر را لرزانده‌اند ولى نسبت دادن اين نام به زلزله‌ها پايهء علمى ندارد . محمدوف از ريشهء تركى اين نام سخن مىگويد . « 6 » حال آنكه بر جهان علم مشخص نشده است كه اقوام ترك‌زبان در جايى كه « تاورى » ، « تارماكيس » و « تاورژ » نام داشته ، سكونت گزيده باشند . تارويى - تارماكيس شكل اوليهء نام تبريز است . « 7 » همان‌طور كه ذكر شد نخستين‌بار سارگن دوم در كتيبه‌اى كه به زبان آشورى و در شرح نبردش با اورارتو در سال 714 ق م . نوشته ، در
هامش
( 1 ) . محمد حسين بن خلف تبريزى ، برهان قاطع ، كلكته ، 1860 ، ص 17 . ( 2 ) . شاردن ، همان ، ج 2 ، ص 414 - 415 ، مرآت البلدان ناصرى ، ص 356 . ( 3 ) . سعيد نفيسى ، فرهنگنامهء پارسى ، تهران ، 1319 ، ص 79 . ( 4 ) . فاوستوس بوزاند ، همان ، ص 113 ، 119 . ( 5 ) . ( 6 ) . نك : مقالهء محمدوف ، « جغرافياى تبريز » ، مجلهء آكادمى علوم جمهورى آذربايجان ، 1974 ، ش 4 ، ص 72 - 74 . ( 7 ) . تارويى - تارماكيس نام پيشين تبريز است . نك : دياكونف ، همان ، ص 216 ؛ مقالهء دياكونف ، « تاريخ اورارتو » ، مجلهء پژوهش‌هاى تاريخى ، مسكو ، 1951 ، ش 2 ، ص 335 ؛ اقرار عليف ، همان ، ص 213 ؛ عبد العلى كارنگ ، « قديمىترين مأخذ دربارهء نام تبريز » ، نشريهء دانشكدهء ادبيات ، 1345 ، ش 2 ، ص 175 ؛ نك : گرانتوفسكى ، دربارهء تاريخ ايران ، مسكو ، 1970 ، ص 280 ؛ عبد اللّه فاضلى ، همان ، ص 73 ؛ شمس الدين سامى در سخنى بىاساس عنوان كرده است كه به شهر تبريز « غراقه » مىگويند ( نك : شمس الدين سامى ، قاموس الاعلام ، ج 1 ، استانبول ، 1306 ه . ، ص 28 ) .
تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 49 | سيد آقا عون اللهى / شاهمرسى