بدين ترتيب همچنان كه تبريز در سدهء هشتم قبل از ميلاد شهرى آباد بود ، در نتيجهء هجوم سارگن دوم تماما ويران شد ، سپس بازسازى گرديد و در سدهء چهارم و سوم قبل از ميلاد به شهرى بزرگ تبديل شد . جالب است كه تقريبا از همان دوره يعنى سدههاى چهارم و سوم قبل از ميلاد تا اوايل سدهء هفتم به نام تبريز در منابع برنمىخوريم . تنها در دورهء هجوم عربها به آذربايجان ، نام تبريز به ميان مىآيد . در نيمهء نخست سدهء نهم تبريز دژى شده و در اواسط همان سده گسترش يافته و مستحكم گرديده است . و جناء بن رواد در آنجا دربار و استحكامات دفاعى برپا كرده بود . « 1 » احتمالا تبريز چندينبار در معرض زلزله يا هجوم دشمنان ويران و به قصبهاى تبديل شد و سپس دوباره مركز تجارت و صنعت گرديد . « 2 »
ريشهء واژهء تبريز تاكنون مشخص نشده است . سيد احمد كسروى كه ديرزمانى پيرامون نام روستاها و شهرهاى آذربايجان پژوهش كرده ، اعتراف مىكند كه دربارهء منشأ واژهء تبريز به نتيجهاى نرسيده است . « من پس از جستجويى دور و دراز ، معناى واژهء تبريز را متوجه نشدم .
از آنرو جستجو را ادامه ندادم . » « 3 » به نظر كسروى تمامى نوشتههاى موجود در كتابها يا مسائل مشهور در افواه پيرامون معناى تبريز ، از دايرهء علم و منطق خارج است . در نهايت اين پژوهشگر ، بىنتيجه بودن جستجويش را اذعان مىكند .
اصطلاح تبريز از سدهء هفدهم تاكنون توجه دانشمندان شرق و دقت دانشمندان اروپايى را برانگيخته است . شاردن در اينباره مىنويسد : « من چنان شهرى نمىشناسم كه نام آن به اندازهء تبريز موجب مباحثه شود . » « 4 » فلاندن سفير دولت فرانسه كه در سال 1257 ق . ( 1841 م . ) به ايران آمد در عرض شانزده روزى كه در تبريز اقامت داشت به مسئلهء نام تبريز در كنار مسائل ديگر توجه كرد . « 5 » نادر ميرزا مىنويسد كه بر ما معلوم نيست نام تبريز از كدام زبان است . در اين باره نمىتوانم سخنى بگويم . « 6 »
بدين ترتيب برخى پژوهشگران در زمينهء منشأ زبانى تبريز و معناى آن ، با دشوارى مواجه
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، بيروت ، ص 371 ؛ طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 1 ، ص 30 ؛ بلاذرى ، فتوح البلدان ، ليدن ، ص 331 ؛ ابن فقيه ، كتاب البلدان ، ص 284 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر دربارهء زلزلههاى تبريز نك :no .. 1976 .C . A . Onollahi . Tabrizda bash veran zalzalar hagginda . Azrabaijan SSR EA maruzalari. 101 - 98 .s. 1
( 3 ) . كسروى ، همان ، ص 10 .
( 4 ) . شاردن ، همان ، ج 2 ، ص 412 .
( 5 ) . نك : مرآت البلدان ناصرى ، ص 376 .
( 6 ) . نادر ميرزا ، همان ، ص 15 .