كار بودند . در سدهء هشتم پيش از ميلاد ، دولت ماننا تابع اورارتو و آشور نبود و خود به صورت مستقل عمل مىكرد . « 1 » در دورهء حاكميت ايرانزو ، شهر ايزيرتو يا ايزيرتا به عنوان پايتخت ماننا از نظر اقتصادى و نظامى مركزيت داشت . ولى كشمكشهاى داخلى پس از مرگ ايرانزو به سستى و ضعف آن انجاميد . سارگن دوم با استفاده از فرصت به ماننا لشكر كشيد . در كتيبهاى كه به زبان آشورى نبردهاى سارگن دوم را در سال 714 ق م . به تصوير كشيده ، نام بيست و يكم شهر آمده است . « 2 »
سارگن دوم در هفتمين سال پادشاهىاش ( سال 717 ق م . ) به قلمرو ماننا داخل مىشود . او پس از تصرف اوشكايا به قلعهء استحكاميافتهء تارويى - تارماكيس مىرسد . اين قلعه كه در منطقهء بارى قرار داشت ، بسيار استوار بود . از كتيبهء سارگن پيداست كه « دالى » ها در شهر مىزيستند . « 3 »
سارگن دوم به اوشكايا در مرز اورارتو مىرسد . او پس از تصرف اوشكايا و آنياشتانيا ، قلعههاى تارويى - تارماكيس را در محل تبريز كنونى يا كمى آن طرفتر اشغال مىكند . سارگن در كتيبه چنين مىگويد : « ديوارهاى دژ تارماكيس دولايه بود . در اينجا خندقى به اندازهء فرات است و اطراف را جنگلهايى پرپشت احاطه كردهاند . بناهاى زيبايى در شهر وجود دارند . » « 4 »
شهر در اين كتيبه تارويى - تارماكيس ناميده شده ، و از اولخو « 5 » نيز نام برده است . « 6 » در اين كتيبه به هنگام بحث از بناهاى شهر بيان شده است كه در اين بناها درختان سدر براى ساخت ستون مورد استفاده قرار گرفتهاند . در آنجا سدهاى محكمى وجود داشت . تمامى ارزاق و دواب مورد نياز سپاه نگهدارى مىشد ، و اسبهاى مورد نياز سپاه نيز پرورش مىيافت . ساكنان نواحى اطراف از ترس در آنجا گرد آمده بودند .
هنگامى كه من به شهر تارماكيس يورش بردم اهالى آنجا را ترك گفته و به صحراها گريختند . اين سرزمين را به چنگ آوردم . در جاهاى مسكونى كه به وضع جنگى
هامش
( 1 ) . دياكونف ، همان ، ص 218 ؛ عليف ، همان ، ص 212 - 216 ، كاشاكاى ، همان ، ص 57 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر نك : مقالهء دياكونف ، « تاريخ اورارتو » ، مجلهء پژوهشهاى تاريخى ، مسكو ، 1951 ، ش 2 ، ص 317 ، 327 .
( 3 ) . دياكونف ، همان ، ص 326 .
( 4 ) . نك : مقالهء دياكونف ، « تاريخ اورارتو » ، مجلهء پژوهشهاى تاريخى ، مسكو ، 1952 ، ش 1 ، ص 96 - 97 .
( 5 ) . اولخو در شمال درياچهء اورميه و در نزديكى مرند كنونى قرار دارد . ( نك : مقالهء مليكيشويلى ، « تاريخ اورارتو » ، مجلهء پژوهشهاى تاريخى ، مسكو ، 1951 ، ش 4 ، ص 23 .
( 6 ) . نك : مقالهء دياكونف ، « تاريخ اورارتو » ، مجلهء پژوهشهاى تاريخى ، مسكو ، 1951 ، ش 2 ، ص 317 .