در دامنهء كوه سرخاب است ؛ كوه سرخاب با بلندى چهارصد تا پانصد متر به رنگ قرمز از طرف شمال و شمال شرق تبريز را احاطه كرده است . شهر با آب رودهاى آجى چاى و مهران چاى آبيارى مىشد . مهران چاى از وسط شهر جارى بود . در كتيبهء سارگن دوم آمده است كه شهر با كانالهايى پر از آب احاطه شده است . احتمالا اين كانالها از آب مهران چاى و آجى چاى پر مىشدند .
دربارهء زمان بناى تبريز نظرات مختلفى ارائه شده است . نادر ميرزا با انتساب بناى تبريز به دورهء ساسانيان مىنويسد : « شدنى است كه اساس تبريز را خسرو نهاده ، بعدها به ويرانى گراييده و به روستايى بدل شده است . » « 1 » محمد حسن خان صنيع الدوله و ولاديمير مينورسكى با نظر نادر ميرزا موافقند . « 2 »
فاوستوس مورخ ارمنى كه حوادث سدهء چهارم ميلادى را تا سال 387 م . در اثرش آورده ، جنگ شاهپور دوم ساسانى ( 309 - 379 م . ) را با واساگ سردار ارمنى در سالهاى 375 - 376 م . در تبريز به تصوير كشيده است : « . . . پادشاه ايران با سپاهيان خود به ارمنستان و سپس آتروپاتنه هجومى ترتيب داد . ارتش ايران در تاورژ اردو زد . واساگ با سپاه دويست هزار نفرى خود ، قرارگاه پادشاه ايران را در آنجا آتش زد . در آنجا تصوير پادشاه را يافته و با پيكان آن را دريد . » « 3 »
سطرهايى كه به نقل از فاوستوس بوزاندى آورده شد ، وجود تبريز را به عنوان شهرى بزرگ در سدهء چهارم ثابت مىكند . سپاهيان ايران و ارمنستان در آنجا جنگيدند . به دليل اهميت نظامى تبريز ، قرارگاه شاهى و قسمت اصلى ارتش ايران در آنجا مستقر بود . « 4 » بىترديد شهرى كه در سدهء چهارم بزرگ بود ، مىبايد خيلى پيشتر بنا شده باشد .
جكسون استاد آداب ، رسوم ، دين و ادبيات ايران در دانشگاه كلمبيا كه در 1903 به تبريز آمده بود ، مىنويسد : « تبريز چنان شهرى است كه تاريخ بناى آن دانسته نيست . ولى رقم هزار سال را مىتوان براى سن آن جزئى شمرد . ايرانيان ادعا مىكنند كه زبيده خاتون همسر هارون الرشيد بناى شهر را نهاده است . بدين ترتيب آنان قدمت آن را ناديده مىگيرند . درست است كه چشمهاى به نام زبيده در تبريز وجود دارد . با اين حال اين شهر در دورهء ساسانيان يعنى
هامش
( 1 ) . نادر ميرزا ، همان ، ص 17 .
( 2 ) . مرآت البلدان ناصرى ، ص 342 ؛ مينورسكى ، تاريخ تبريز ، ص 7 - 8 .
( 3 ) . فاوستوس بوزاند ، همان ، ص 113 - 114 ، 119 .
( 4 ) . همان ، ص 146 - 149 .