تخلص ختايى داشت . به گفتار بيشترى در اين زمينه نياز نيست چرا كه شهرت بسيارى يافته بود . « 1 »
سام ميرزا در كتاب تحفه حسام نام شاعران تبريزى چون حافظ چركين ، مولانا شاهدى ، ميرزا محمد على ، فانى ، قوسى ، نورى ، نامى ، فردى ، عشقى ، حصيلى ، فصيحى ، سيرفى ، و صلى ، ميلى ، خيرى ، نيستى ، زلالى ، نصيبى ، معروفى ، خالصى ، فدايى ، مجدى محمد الحسين ، بنده تبريزى ، خواجه تبريزى ، ميرزا محمد كوزه كنانى و حافظ حسين كربلايى تبريزى را آورده است . در كتاب روضات الجنان و جنات الجنان از شرف الدين محمود با تخلص « تائبى » نام برده مىشود . « 2 »
امير شمس الدين محمد با تخلص « فهمى » از شاعران دربارى شاه اسماعيل اول مدت نه سال منصب صدر را بر عهده داشت . او هزار بيت شعر در قالب قصيده و غزل و رباعى سرود . قاضى احمد قمى به دستور حمزه ميرزا ، شعرهاى او را در تبريز جمع كرد و به صورت « ديوان » درآورد . « 3 »
يكى از شاعران اواخر سدهء پانزدهم و اوايل سدهء شانزدهم حصيرى است . او شعر « ليلى و مجنون » را به زبان آذربايجانى در 931 ق . ( 1525 م . ) به پايان برد . لسانى كه علىرغم شيرازى بودن ، سالهاى زيادى از عمرش را در تبريز گذراند ، پانزده هزار بيت غزل دارد . اشعار او در قالبهاى ترجيع ، تركيب ، قصيده ، مسدس و رباعى مشهورند . او در 941 ق . ( 1535 م . ) در تبريز وفات يافت و در قبرستان سرخاب به خاك سپرده شد . « 4 »
شريف تبريزى شاگرد مولانا لسانى اشعارى به فارسى و آذربايجانى دارد . قاضى احمد قمى براى نمونه چند بيت شعر فارسى او را آورده است . « 5 » صادقى بيگ افشار دو بيت از اشعار شريف را ذكر مىكند .
جهت نه دوركى ، بيغون قاودور ، مژهن كبريت * سبب نه دوركى گوزون تاشدير ، قاشون چخماق
گوزوندا هئچ قارا يوخ ، كونول تمام قارا * خلاف ايميش بو كى ، گوزدن ايراق ، گونولدهن ايراق
شريف استادش را فراموش نكرد و ديوانى را با نام سهو اللسان به لسانى تقديم نمود . آذر
هامش
( 1 ) . اگرچه فيروز منصورى در كتاب رازهايى در تاريخ آورده « شاه اسماعيل شاعر نبوده و ديوانى نداشته است » و شاعر بودن شاه اسماعيل را رد كرده است ، ولى مطالب اسكندر منشى جوابى محكم به اين ادعاست . نك : ( تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، چ 2 ، ص 44 ، 685 - 686 . )
( 2 ) . سامى ، تحفهء سامى ، ص 82 - 84 ، 107 - 132 ، 137 - 139 ، 146 ، 148 - 154 ؛ زينت المجالس ، ص 80 ، 125 ، 452 ؛ روضات الجنان ، ج 1 ، ص 362 .
( 3 ) . خلاصة التواريخ ، نسخهء برلين ، ورقهء 500 .
( 4 ) . همان ، نسخهء تهران ، ورقهء 149 ، 369 ؛ افضل التواريخ ، ورقهء 81 ، 82 .
( 5 ) . خلاصة التواريخ ، ورقهء 281 .