اگرچه آثارى دربارهء تاريخ فرهنگ و آموزش ايران و آذربايجان منتشر شده « 1 » ، ولى اين آثار به مسائل مدرسه و آموزش سدههاى ميانى به صورت گذرا پرداخته است . به عنوان نمونه در كتاب تاريخ فرهنگ آذربايجان كه مشتمل بر بيست و شش فصل است و حسين اميد آن را نگاشته ، فقط در يك فصل دربارهء آموزش و فرهنگ سدههاى ميانى بحث شده است . درباره فرهنگ و مدارس تبريز در سدههاى ميانى حتى يك مقاله نيز تاكنون انتشار نيافته است . از آنجا كه مقالاتى دربارهء كتابخانهها و تاريخ مدارس تبريز در سدههاى سيزدهم تا هفدم ميلادى انتشار يافت « 2 » ، تكرار اين بحث در اينجا ضرورى نيست .
در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى تبريز يكى از مراكز مهم ادبيات آذربايجان بود . در سدهء شانزدهم قطران تبريزى ، يكى از نمايندگان شعرى است كه در آن تاريخ آذربايجان آمده است . قطران در شادآباد يا شادىآباد در 12 كيلومترى تبريز متولد شد ، سالهاى جوانى را در تبريز گذراند ، سپس به گنجه رفت و در دربار شداديان شهرتى كسب كرد . او در دورهء حكمرانى ابو الحسن لشكرى از پادشاهان شدادى مشهور شد . قطران دوباره به تبريز بازگشت و در 438 ق .
( 1047 م . ) با ناصر خسرو ديدار نمود .
قطران تبريزى ديوانى مشتمل بر هفت هزار بيت دارد . محمد عوض اوبرازلى به تعبيرى « تمام شاعران را قطره و او را دريا ، تمام دانشمندان را ذره و او را خورشيد » ناميده است . « 3 »
خاقانى شروانى در سدهء دوازدهم ميلادى چندى در تبريز زيست . او در يكى از اشعارش مىنويسد :
دگيشيم من نئجه بو وصليمى هجران ايله * بير ائديم جنتيمى آتش سوزان ايله ؟
بو بهشت تبريزى ترك ائيلهمهرم عالمده * قاييديب انس توتام بيرداها شيروان ايله
خاقانى شروانى در هفتاد و نه سالگى ( 595 ق . 1199 م . ) در تبريز درگذشت ، و در قبرستان
هامش
( 1 ) . عيسى صادق ، تاريخ فرهنگ ايران ، چ 3 ، تهران ، 1342 ؛ حسين اميد ، تاريخ فرهنگ آذربايجان ، تبريز ، 1332 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر نك :C . A . Onollahi . Tabrizda maarif va maktab Tarikhindan . ( XIV - Xv asrlar ) . . Azrabaijan SSR EA. 39 - 31 .s. 4 .no. 1976 .khabarlari. 5 - 53 .se. 2 .no. 1975 .C . A . Onolahi . Tabriz kitabkhanalari . ( X - XVIIasrlarda( 3 ) . محمد عوفى ، لباب الالباب ، تهران ، 1355 ، ص 401 .