نوشت . « 1 » شمس الدين عبيد تبريزى فيلسوف و رياضيدان ، بر تمامى علوم زمانه تسلط كامل داشت . او نويسندهء كتابهاى رسالة الحساب ، شرح مطالع و متن اقليدس است . « 2 » عصار تبريزى در علم رياضيات شاگرد دانشمند تبريزى عبد الصمد بود . همام بن محمد تبريزى دانشمند برجستهء رشتههاى نجوم ، رياضيات و پزشكى كتاب كتاب الارشاد فى معارف الاعداد را نوشت و به شروانشاه شيخ ابراهيم تقديم كرد . « 3 »
اگرچه در سدههاى سيزدهم تا پانزدهم ميلادى علوم دقيقه نسبتا ضعيف شد ولى همين علوم در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى موفقيتهايى به دست آورد . شاردن مىنويسد :
« آنان حتى از چينىها نيز پيشروتر بودند . آنان دانشمندان و دانشجويان را دوست دارند . تمام زندگى خود را صرف علم و دانش مىكردند . متأهل بودن ، داشتن فرزندان بسيار ، مقام و منصب و حتى فقر ، آنان را از اشتغال به علم بازنمىداشت . » « 4 »
در اين دوره پيشرفت معينى در عرصهء رياضيات به چشم مىخورد . شيخ عبد اللّه شبسترى از اخلاف شيخ محمود شبسترى كتابهايى از جمله هيئتده معارج ، رياضى رضوان ، كتاب معيار ، رسالهء جامع جهاننما و رسالهء قوس و قزح را دربارهء رياضيات نگاشت . « 5 »
در سدههاى ميانى برخى دانشمندان به تخصص داشتن در يك رشته اكتفا نكردند و در چند زمينه متخصص بودند . بدر الدين امير سيد احمد لالوى تبريزى « 6 » ( 1436 - 1507 م . ) در رشتههاى منطق ، دستور زبان ، رياضيات و ادبيات دانشمندى شناخته شده بود . او نويسندهء برخى آثار علمى است . « 7 » ميرزا ابراهيم تبريزى متخصص فلسفه و رياضيات بود .
علم جغرافيا نيز در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى پيشرفت كرد . مأمور دولت به نام رستم بيگ در تبريز ، نقشهء ايالت آذربايجان را كشيد ، همان نقشه را به شاردن تقديم كرد و شاردن برخى مطالب را از آن برگرفت . « جهاننمايى كه در اروپا منتشر شده بود ، نزد رستم بيگ بود . او نقصها و اشتباهات بسيارى در اين جهاننما يافته بود . » « 8 »
هامش
( 1 ) . مجمع المؤلفين ، ج 7 ، ص 73 .
( 2 ) . تاريخ اولجايتو ، ص 76 ؛ حبيب السير ، ج 3 ، ص 109 .
( 3 ) . شمس الدين عبيد تبريزى كتابخانهاى بزرگ داشت . اين دانشمند در پانزدهم ذى الحجه 707 درگذشت . ( نك :
تاريخ اولجايتو ، ص 76 ؛ تاريخ گزيده ، ص 806 . )
( 4 ) . شاردن ، همان ، ج 5 ، ص 12 .
( 5 ) . خلاصة التواريخ ، ورقهء 142 .
( 6 ) . لاله در 6 كيلومترى جنوبغربى تبريز قرار دارد .
( 7 ) . دانشنامهء آذربايجان ، ص 34 - 35 .
( 8 ) . شاردن ، همان ، ج 3 ، ص 8 .