تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
آدام وار گئيمگه تاپماز بئزى * آدام وار آل گئيير ، شالى بگنمز آدام وار كى چورك تاپماز دونيادا * آدام وار كى ياغ يئيير بالى بگنمز
« 1 » ستم شديد ، اعمال خودسرانهء اعيان و مأموران مالياتى ، ماليات‌هاى سنگين ، جنگ‌هاى مداوم زمين‌داران ، گرسنگى و بيمارىهاى سخت ، مردم فقير را از هستى ساقط كرده بود . از اين‌رو ترانه‌هايى سروده شد كه مردم را به اتحاد عليه ستم دعوت مىكرد :
ائل بير اولسا داغ اويانار يئرينده‌ن * سوز بير اولسا ، ضربى گره‌ن سينديرار
« 2 » نويسندگان دربارى ، سرايندگان چنين اشعار و مبارزان با ستم طبقهء بالا را با الفاظى همچون « اجامر » ، « اوباش » ، « رنود » ، « اجلاف » و « فرومايگان » مىناميدند . نويسندگان معاصرى چون محمد جواد مشكور و عبد العلى كارنگ نيز مانند ديگر نويسندگان آن دوره ، كسانى را كه عليه خودسرى اعيان و خودكامگى شاهان سربلند كردند ، با عباراتى چون « لوطيان » و رهبر آن‌ها را « رؤساى لوطيان » ناميده‌اند . « 3 » در منابع تاريخى ، اطلاعاتى در خصوص تعارضات اجتماعى تبريز در ربع نخست سدهء شانزدهم ميلادى وجود ندارد . مشاهده مىشود كه در اين دوره تعارضات اجتماعى ضعيف شده است . احتمالا اين مسئله با وعده‌هايى ارتباط دارد كه شاه عباس صفوى براى گسترش شيعه و طريقت صفوى به مردم داد . به نظر پطروشفسكى ، شاه اسماعيل به درستى در ميان تودهء عظيم مردم مشهور شد . برعكس پسرش شاه تهماسب نتوانست توجه مردم را جلب كند . « 4 » درست به همين دليل الساندرو مىنويسد مردم تبريز به اندازهء ديگر شهرها به شاه تهماسب احترام نمىگذارند . « 5 » در واقع مردم تبريز و آذربايجان از مدت‌ها قبل عليه اصول ادارهء شاهى مقابله مىكردند و در نهايت در سال 1979 به تسلط دو هزار و پانصد سالهء فئودال‌ها پايان دادند و جمهورى تأسيس كردند . در سال‌هاى نخست فرمانروايى شاه تهماسب در تبريز ، شورشى عليه او صورت گرفت . فضلى اصفهانى در بيان حوادث سال 936 ق . ( 1539 - 1540 م . ) نوشته است : « در تبريز از طرف
هامش
( 1 ) . 488w. 1gn. 1957 .Azarbaijan adabiati tarikhi . Baku( 2 ) . . 271s. 1972 .M . H . Tahmasb . azarbaijan khalg dastanlari . ( orta asrlarda ) . Baku( 3 ) . مشكور ، تاريخ تبريز ، ص 185 ؛ عبد العلى كارنگ ، « آثار صفويه در آذربايجان » ، مجلهء يغما ، 1353 ، ش 8 ، ص 447 . ( 4 ) . ( 5 ) . الساندرو ، ص 445 .