حلبى نازك مىساختند . براى افزايش نور ، تعداد قنديلها را زياد مىكردند . در اتاقهاى مهمان ( دار الضيافه ) ، حمامها ، كوچه و كنار حوض نيز قنديل گذاشته مىشد . شمع و قنديل بيشتر اوقات با هم بهكار مىرفت . در اتاقى كه قرآن خوانده مىشد ، براى افزايش نور ، قنديل آويزان مىكردند . در پيش قارى قرآن نيز در شمعدان شمع مىگذاشتند . در خانقاهها چراغ همراه با قنديل استفاده مىگرديد . « 1 » علاوه بر اين چند خدمتكار در خانقاه با شمعى در دست مىگشتند .
در جلوى در كوچه و محلهها از مشعل استفاده مىكردند . « 2 » در كوچههايى كه شاه يا افراد توانگر مىگذشتند ، چند نفر با مشعلى در دست مىايستادند . « 3 » در روزهاى نوروز يا آمدن ايلچى خارجى و مهمان شدن يك حاكم ديگر ، در مغازهها شمع و در ميدانها شمع و چراغ مىگذاشتند . « 4 »
مسئله روابط اجتماعى شهر تبريز در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى يكى از مسائلى است كه كمتر مورد پژوهش قرار گرفته است . دشوارى اصلى در مسير اين پژوهش ، كمبود مطالب موجود در منابع است . تبريز تا سال 962 ق . ( 1555 م . ) پايتخت دولت صفوى ، و پس از آن يعنى تا پايان سدهء هفدهم ميلادى مركز سياسى و ادارى آذربايجان بود . بيگلر بيگى آذربايجان در مقام حاكم تبريز نيز انجام وظيفه مىكرد ، ولى در مقطعى مشخص ( 1533 - 1578 م . ) از آنرو كه تبريز به املاك خاصه تبديل شد ، داروغه ادارهء شهر را در دست گرفت و درآمد شهر مستقيما به خزانهء دولت واريز گرديد . در زمانى كه شهر جزو املاك خاصه شد ، شاهان صفوى به درآمد آنجا توجه كردند و مردم را بيشتر استثمار نمودند . خواند مير در كتاب نامه نامى شاه ، امرا ، درباريان ، وزرا و روحانيون عالى را در طبقهء بالا ، و تاجران ، مهندسان ، صنعتگران ماهر را در طبقهء متوسط ، و صنعتگران و اهالى بازار و پيشهوران را در طبقهء پايين دستهبندى كرد . « 5 » نووسلتسف نيز به درستى اهالى شهر را از نظر وضعيت اجتماعى و اقتصادى به شش دسته تقسيم نمود .
زمينداران صاحب نيروى جنگى و روستايى ، روحانيان ، تاجران ، صنعتگران ، روستاييان ، و ديگر طبقات شهرى از جمله مفلسان روستايى ، پيشهوران ، گدايان و . . .
هامش
( 1 ) . وقفنامهء ربع رشيدى ، ص 170 ، 213 - 214 ، 231 ، 233 .
( 2 ) . همان ، ص 243 .
( 3 ) . باربارو ، ص 77 .
( 4 ) . همان ؛ ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 154 ؛ جمللى كاررى ، ص 32 - 33 .
( 5 ) . نامهء نامى ، ورقهء 9 .