فقط از طريق اين دروازهها مىتوانستند وارد شوند . در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى تغييرات اساسى در دروازههاى تبريز به وجود آمد . دروازههاى اوجان ، شروان ، سردرود ، شام غازان و سراورود كه در نيمهء نخست سدهء چهاردهم ميلادى وجود داشت ؛ در سال 1049 ق . ( 1640 م . ) نيز موجود بود . فقط دروازهء « اهر » نام دروازهء « رى » به خود گرفت . « 1 » در 1194 ق . ( 1780 م . ) شهر داراى هفت دروازهء خيابان ، اعلا ، سرخاب ، شتربان ، استانبول ، مهادمهين و نوبر بود . « 2 »
محلهها و كوچهها
در سدههاى شانزدهم و هفدهم ميلادى تبريز محله و كوچههاى زيادى داشت . در 740 ق .
( 1340 م . ) محلاتى با نامهاى رى ، قالا ، سنجران ، طاق ، درب جو ، سرد ، دست شاه ، نارميان ، نوبر و موكله موجود بود . اين در حالى است كه در جريان شورشهاى 978 - 981 ق . ( 1571 - 1573 م . ) از محلاتى چون سنجران ، ورجويه ، درب سرد ، مهادمهين ، نوبر ، درب ميدان ، درب اعلا ، درب شتربان و ششگلان نام برده شده است . « 3 » نام برخى محلات نيز در نزهة القلوب به چند صورت آمده است .
محلهء رى همان درب اعلا و درب جو همان ورجو يا ويجويه بود كه اولياء چلبى آن را به اشتباه زرجو نوشته است . نارميان بعدها ميار ميار ناميده شد . موكله محلهء مستقلى نبود بلكه در محلهء ماهانليق جاى داشت . نام ماهانليق كه در وقفنامهء مظفريه آمده است ، در محلهء مهادمهين قرار داشت . « 4 » علاوه بر اين تبريز در سدهء شانزدهم ميلادى داراى محلات چرنداب ، سرخاب ، خيابان ، اميرخيز ، رى ، سنجران ، سيابان ، چهار منار ، سروراب و سنگ سياه بود . « 5 » الساندرو در اواسط سدهء شانزدهم ميلادى و شاردن در اواسط سدهء هفدهم ميلادى ( يعنى صد سال بعد ) از وجود نه محلهء بزرگ در تبريز خبر دادهاند .
ذكر اين نكته لازم است كه نام محلات و كوچههاى تبريز ، با نام شغل و موقعيت اجتماعى ساكنان آنها ارتباط داشت . از ميان اينها مىتوان به محلات شكر ساتانلار ( شكرفروشان ) ،
هامش
( 1 ) . نزهة القلوب ، ص 87 - 88 ؛ اولياء چلبى ، سياحتنامه سى ، ج 2 ، ص 245 - 246 .
( 2 ) . نادر ميرزا ، همان ، ص 148 .
( 3 ) . احسن التواريخ ، ص 455 .
( 4 ) . روضات الجنان ، ج 1 ، ص 162 .
( 5 ) . احسن التواريخ ، ص 400 ؛ روضات الجنان ، ج 1 ، ص 162 ، 254 ؛ عبد العلى اديب برومند ، « وقفنامهء تاريخى مورخ 998 هجرى » ، مجلهء راهنماى كتاب ، مهر و دى 2535 ، ش 7 - 10 ، ص 702 ؛ تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 317 ؛ اولياء چلبى ، سياحتنامه سى ، ج 2 ، ص 248 .