در اواسط سدهء شانزدهم سيصد تا سيصد و پنجاه هزار نفر ، در اواخر همان سده سى تا چهل هزار نفر ، در 1044 ق . ( 1635 م . ) تعداد دويست تا دويست و پنجاه هزار نفر ، در اواسط سدهء هفدهم تعداد سيصد تا چهارصد هزار نفر و در اواخر همان سده دويست تا دويست و پنجاه هزار نفر بوده است .
منظرهء بيرونى تبريز مانند شهرهاى ديگر آن دوره ، با ساختار اقتصادى و اجتماعى درونى آن هماهنگ بود . پايتختى درازمدت دولتى بزرگ و افزايش اهميت تبريز به عنوان مركز اقتصادى ، نظامى و استراتژيكى ، ضرورت برپايى تشكيلات دفاعى را نشان مىداد . اين مسئله از يك سو با هدف حفظ شهر از هجوم دشمن و از سوى ديگر با هدف مراقبت از خانوادهء حاكم و طبقهء بالا از خشم طبقهء پايين انجام مىگرفت .
از زمان تشكيل دولت صفوى تا سال 962 ق . ( 1555 م . ) تبريز پايتخت اين دولت بود و بناهاى دفاعى بسيارى در آن ساخته شد . در پاييز 993 ق . ( 1585 م . ) به دستور عثمان پاشا و فرماندهء نيروهاى عثمانى در ميدان صاحبآباد تبريز ، دژى محكم ساخته شد و اطراف آن را حصارى حصين كشيدند . اين دژ سنگى بسيار وسيع و محكم بود . محيط آن 12700 ذرع بود و در اطراف حصارش خندق وجود داشت . « 1 » در سال 1011 ق . ( 1603 م . ) ارتش شاه عباس اول تبريز را از اشغال عثمانيان آزاد كرد و دژ را ويران نمود .
شاه عباس اول با در نظر گرفتن اهميت نظامى و استراتژيك تبريز ، در بيست و هشتم ذى الحجة 1014 ق . ( 1606 م . ) دستور داد تا در نزديك دژ ويران شدهء صاحبآباد ، دژى استوار ساخته شود . ساختن دژ در عرض بيست روز به پايان رسيد . « 2 » از آنجا كه اين دژ در پايين دست رودخانهء مهران رود ساخته شده بود ، در معرض خطر ويرانى در نتيجهء طغيان رود قرار داشت « 3 » ، از اينرو به دستور شاه عباس ، دژ ديگرى در ربع رشيدى در دامنهء كوه سرخاب ساخته شد .
در سال 1018 ق . ( 1610 م . ) قشون قزلباش تحت رياست منوچهر ائشيك آغاسى تمام بناهاى موجود در شام غازان را در عرض چهار روز ويران نمود و با استفاده از مصالح آنها ، در بهار همان سال ساخت دژ ديگرى را آغاز كرد . از تبريز ، عراق و بسيارى جاهاى ديگر بنّا ، سنگتراش و كارگر آورده شد . ساخت قلعه بهسرعت انجام گرفت . در آنجا برجهاى بلند ، آب انبار ، حمام و . . .
ساخته شد . با ساختن دژ جديد در ربع رشيدى ، دژ قديمى ويران گرديد . قلعهء جديد را « قلعهء
هامش
( 1 ) . دون ژوان ايرانى ، ص 216 ؛ روضة الصفويه ، ورقهء 683 ؛ اولياء چلبى ، سياحتنامه سى ، ج 2 ، ص 247 .
( 2 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 445 .
( 3 ) . همان ، ص 585 .