اطراف شهر كوچ كردند . از هر ده خانه يكى هم براى زندگى مناسب نبود . « 1 » در زمان اشغال هفده سالهء تبريز « 2 » ، قسمتى از فقيران شهر كه به اطراف كوچ كرده بودند ، بازگشتند . « 3 » با اين حال در دورهء مورد نظر بنا به نوشتهء اولياء چلبى سيصد هزار نفر و براساس نوشتهء برخى پژوهشگران صد هزار نفر در تبريز مىزيستند ، احتمالا در اين زمان تبريز سى هزار نفر جمعيت داشته است .
گارسيا دوسيلوا اسپانيايى كه در 1026 ق . ( 1617 م . ) تبريز را ديد ، مىنويسد تبريز زمانى شهرى آباد و زيبا بود ولى اكنون به ويرانهاى تبديل شده است . « 4 » توماس هربرت نيز اشاره مىكند كه دليل اصلى ويرانى تبريز ، اشغال آن توسط ارتش عثمانى بود . « 5 » از آنجا كه شهر تماما ويران شده بود ، براى برپايى دوبارهء آن زمان معينى لازم بود . تقريبا پس از سى سال يعنى در سال 1045 ق . ( 1636 م . ) تبريز كمى آباد شد « 6 » و بسيارى از اهالى كه از آنجا رفته بودند ( به استثناى مهاجران به اصفهان ) ، به شهر بازگشتند .
در بيست و هفتم فوريه 1640 م . ( 1049 ق . ) زلزلهء شديدى در تبريز رخ داد . بنابر اطلاعات رستم خان بيگلر بيگى آذربايجان خطاب به شاه صفى ، زلزله موجب ويرانى چهار هزار و نهصد خانه « 7 » و هلاكت دوازده هزار و ششصد نفر شد . « 8 » اين رقم فقط مربوط به تبريز نبود بلكه اطراف آن را نيز شامل مىشد . البته در نواحى اطراف به نسبت شهر تلفات بيشتر بود . « 9 » به دستور شاه صفى تدابيرى براى بازسازى خانههاى ويران شده در شهر انديشيدند . اهالى تا سه سال از ماليات معاف شدند . در مدت زمان كوتاهى شهر دوباره آباد گرديد . الكساندر درود سياح فرانسوى كه هشت سال بعد از زلزله يعنى در بيست و هشتم ژوئيه 1648 م . ( 1058 ق . ) مدت پانزده روز در تبريز بود ، مىنويسد : « در طى مدت سياحتم در ايران ، شهرى به شكوه و جمعيت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 342 ، 369 . « در سالهاى پيش كه بلدهء تبريز به تصرف روميه درآمده از تبريزى خالى بود . »
( 2 ) . در حالى كه شهر تبريز وضع بسيار دشوارى داشت ، اولياء چلبى مىنويسد : « تبريز از زمان غازان شاه نيز بسيار بسيار آباد بود . » ( ص 257 و 258 . )
( 3 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 639 .
( 4 ) . گارسيا دوسيلوا ، همان ، ص 71 .
( 5 ) . توماس هربرت ، همان ، ص 196 - 198 .
( 6 ) . تاورنيه ، ص 67 .
( 7 ) . كمال بن جلال منجم از ويرانى دوازده هزار و نهصد و هشتاد و دو خانه در تبريز خبر مىدهد . ( نك : ملا كمال بن جلال ، خلاصة التواريخ ، آكادمى علوم آذربايجان ، ش 3489 ، ورقهء 30 . )
( 8 ) . محمد بن مسعود بن خواجگى اصفهانى ، خلاصة السير ، ورقهء 112 ؛ ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 245 .
( 9 ) . تاريخ ملا كمال ، ص 96 ؛ كتاب جلوس شاه صفى ، ورقهء 39 .