كرد . در اين دوره اقتصاد تبريز در حال افول بود ولى مشخص نيست كه چرا برخى مانند رحمانى سالهاى آخر سدهء شانزدهم و اوايل سدهء هفدهم ميلادى را دورهء رشد اقتصادى در شهرهايى مانند تبريز ، شماخى و اردبيل مىدانند . « 1 » اين در حالى است كه شهرهاى شماخى و تبريز در نتيجهء جنگهاى ايران و عثمانى به ويرانى افتاد .
مرحلهء دوم از دورهء سوم شامل سالهاى 1018 - 1038 ق . ( 1610 - 1630 م . ) مىشود . در اين دوره كشاورزى نابود شده احيا گرديد . تدبيرهاى شاه عباس اول و برخى تصميمات شاه صفى اين مسئله را موجب شد . ارتقاى اقتصاد تبريز به سالهاى 1049 - 1091 ق . ( 1640 - 1680 م . ) برمىگردد . اين دورهء چهارم از حيات اقتصادى تبريز است .
نوشتههاى سياحان ، تاجران و ميسيونرهاى اروپايى كه در اين دوره در تبريز بودهاند ، بيانگر اين مطلب است كه تبريز در اين دوره مركز مهم صنعتى و تجارى مشرق زمين و يكى از شهرهاى مشهور بود . تنها ذكر اين نكته كفايت مىكند كه ماليات مستقيمى كه از تبريز در سال 1080 ق . ( 1670 م . ) به خزانهء اصفهان فرستاده مىشد ، بهجز مكلفيات بالغ بر صد و سى هزار تومان بود . « 2 »
سرمايهء اقتصادى در رشد تجارت تبريز نقش اساسى داشت . سرمايهء اقتصادى به منابع فئودالى ضربه نمىزد بلكه آن را تقويت مىكرد . تنزل اقتصادى شرق نزديك و ميانه در اواخر سدهء هفدهم و اوايل سدهء هجدهم ميلادى بر اقتصاد تبريز نيز اثر گذاشت . اين مقطع را مىتوان دورهء پنجم از حيات اقتصادى شهر ناميد . ذكر يك دليل كافى است كه درآمد حكومت از تبريز در اوايل سدهء چهاردهم ميلادى ، از تمام درآمد پادشاه فرانسه از كل فرانسه بيشتر بود ، اين در حالى است كه درآمد شاه سليمان از ايران و آذربايجان در اواخر سدهء هفدهم ميلادى مبلغ هشتصد هزار تومان مىشد و درآمد پادشاه فرانسه از كل فرانسه ده برابر اين رقم بود . « 3 »
حتى در دورهء تنزل نيز تبريز مركز مهم صنعتى و تجارى ايران بود . پل لوكا سياح فرانسوى كه در اين دوره تبريز را ديد ( 1105 ق . / 1694 م . ) جمللى كاررى سياح ايتاليايى ( 1111 ق . / 1700 م . ) ، آرتمى ولينسكى ايلچى روس ( 1129 ق . / 1717 م . ) ، چولكف و هانوى انگليسى ( نيمهء اول سدهء هجدهم ميلادى ) تبريز را شهر مهم تجارى دانستهاند . چولكوف مىنويسد : « در تمام ايران با احتساب خود اصفهان نيز شهرى به شهرت تبريز در شكوه و تجارت
هامش
( 1 ) . رحمانى ، همان ، ص 128 .
( 2 ) . شاردن ، همان ، ج 2 ، ص 402 .
( 3 ) . سانسون ، ص 137 .